با یک اسم ساختگی از دنیای تالکین؛
ناشناس اومدم اینجا راحت حرفامو بزنم
اهل تهران، ساکن مشهد
برای شروع راه آرزوهات دیر نیست، ولی دیگه وقتش رو نداری
میدونی پیر نیستی، ولی مثل جوون ترا انگیزه و امیدی نداری
میخوای حرکت کنی، ولی میبینی:
«عه عه عه! مهندس! چرا بنزین تموم شد»
ولی بعضی پست ها و کامنت ها رو که میبینم باعث میشه از مردم هم ناامید بشم، که خب این دردش بیشتره!
یعنی الان یه جوری ناامیدم که اگه (با هر احتمالی) انقلابی هم صورت بگیره به آیندهی این مملکت نمیتونم خوشبین باشم
ولی بعضی پست ها و کامنت ها رو که میبینم باعث میشه از مردم هم ناامید بشم، که خب این دردش بیشتره!
یعنی الان یه جوری ناامیدم که اگه (با هر احتمالی) انقلابی هم صورت بگیره به آیندهی این مملکت نمیتونم خوشبین باشم
اگه نتونستیم از هم خبر بگیریم
قول بدین مراقب خودتون باشید
اگه نتونستیم از هم خبر بگیریم
قول بدین مراقب خودتون باشید
دو روز دیگه معلوم نیست همینا رو هم بشه داشت یا نه
از همه بی امید تر شدیم
از همه ساکتتر شدیم
از همه بی امید تر شدیم
پاره شد
اصلا اگه قرار نبود پاره بشه که به مو نمیرسید!
پاره شد
اصلا اگه قرار نبود پاره بشه که به مو نمیرسید!
ولی خب منو میگن😌😎
اون نوع درخششی که سرها رو میچرخونه، درها را باز می کنه و اثری موندگار به جا میذاره.
ولی خب منو میگن😌😎
هر چی که میو نداری مال من
اون روزای پُرِ پیشی مال تو
این روزای پُرِ پیشده مال من
هر چی که میو نداری مال من
اون روزای پُرِ پیشی مال تو
این روزای پُرِ پیشده مال من
یه مقداری از خاک سیاه رو هفته پیش کسب کردم (سر یه معامله ای ضرر کردم هنوز هم معلوم نیست چقدر😥)
یه مقداری هم فردا که قراره برم آرایشگاه 🥴
تولد ها هم در پیشه
و این داستان ادامه داره... 😥
یه مقداری از خاک سیاه رو هفته پیش کسب کردم (سر یه معامله ای ضرر کردم هنوز هم معلوم نیست چقدر😥)
یه مقداری هم فردا که قراره برم آرایشگاه 🥴
تولد ها هم در پیشه
و این داستان ادامه داره... 😥
بیرون رفتن حال نمیده
خرید کردن حال نمیده
خونه موندن حال نمیده
سرکار رفتن حال نمیده
فست فود حال نمیده
غذای خونگی حال نمیده
اومدم امشب یه کم عرق بزنم بر بدن
دیدم اونم حال نمیده
فقط میدونم احوالات نامتعادل زندگی، روح و روان نذاشته برامون
بیرون رفتن حال نمیده
خرید کردن حال نمیده
خونه موندن حال نمیده
سرکار رفتن حال نمیده
فست فود حال نمیده
غذای خونگی حال نمیده
اومدم امشب یه کم عرق بزنم بر بدن
دیدم اونم حال نمیده
فقط میدونم احوالات نامتعادل زندگی، روح و روان نذاشته برامون
اصن شوما آن را به من نیشان بده...👀
گلی داره راهش رو ادامه میده 😄✌🏻 @pashmackz.bsky.social
@hamechipooooch.bsky.social
گلی داره راهش رو ادامه میده 😄✌🏻 @pashmackz.bsky.social
@hamechipooooch.bsky.social
لینکش هم درست کار نمیکنه 😒😒😒
(فحش رکیک!!!)
لینکش هم درست کار نمیکنه 😒😒😒
(فحش رکیک!!!)
یه کم کارای عقب موندهمو انجام دادم
یه کم کارای عقب موندهمو انجام دادم
دختر جون، خانوم! اگه اجباری براش نداری، دنبال قوی و مستقل بودن نباش.
من هم فکر میکردم جذابه اما بهاش...آخ از بهاش...
#اعتراف
نوشتمش شاید به درد کسی بخوره🍀
این چیزیه که یاد گرفتم به دیگران منتقل کنم و تا خودم نخوام کسی متوجهش نمیشه.
اما واقعیت اینه؛
من هم یه زمان هایی که کم هم نیست، از فشارِ اضطراب، دستهای نشسته با ناخن های چرک بلند تو دلم رخت میشورن و زخمیم میکنن...
نوشتمش شاید به درد یکی خورد🍀
من حریصم به شاد بودن، شاد کردن.
مشتاقم به آدم های شاد.
همیشه دنبال خوشحالی حتی وقتی با خاک یکی شدم، دویدم.
نتیجه داد؟ نتیجه میده؟
_بله.
نوشتمش که شاید به درد یکی بخوره🍀
دختر جون، خانوم! اگه اجباری براش نداری، دنبال قوی و مستقل بودن نباش.
من هم فکر میکردم جذابه اما بهاش...آخ از بهاش...
#اعتراف
نوشتمش شاید به درد کسی بخوره🍀
نمیدونم کجا بریزم!؟ 🤷🏻♀️
نمیدونم کجا بریزم!؟ 🤷🏻♀️
اون هم از اون سر دنیا
از یه نیمکرهی دیگه 😉
دمت گرم اشکان جان🥹
یلدات مبارک 🌹🍉🧡❤️
اون هم از اون سر دنیا
از یه نیمکرهی دیگه 😉
دمت گرم اشکان جان🥹
یلدات مبارک 🌹🍉🧡❤️
زبونه در شکسته بود، در رو کلا کندن، بعدش اومدن جا بزنن، اول اشتباه جا زدن😄
حالا هم دو ساعته درگیر لاستیک دور ماشین هستن. از دیالوگهاشون حس میکنم خودشون هم بلد نیستن و نمیدونن دارن چه کار میکنن 🥴
زبونه در شکسته بود، در رو کلا کندن، بعدش اومدن جا بزنن، اول اشتباه جا زدن😄
حالا هم دو ساعته درگیر لاستیک دور ماشین هستن. از دیالوگهاشون حس میکنم خودشون هم بلد نیستن و نمیدونن دارن چه کار میکنن 🥴
* مردی، به لطف آدمهایی کاملاً بیگانه، حرمتش حفظ میشود؛
* زنی احساسی مادرانه را تجربه میکند؛
* دیگری هم از مهر سهمی میجوید و در این هنگامهی محبت و ایثار سهیم میشود.
و دست آخر، با سرشت مهرآمیز انسان بیشتر آشنا میشویم.
خواب دیدم یه خونه ای رفتم که باید تمیزش کنم پر از انواع سوسک و حشره، مرده و زنده...
بعد من یه حال بدی بودم
اون وسط یه سوسکی دستش رو تکیه داده بود به دیوار هرهر بهم میخندید 😂
پشهای را خوردم 🦟
خواب دیدم یه خونه ای رفتم که باید تمیزش کنم پر از انواع سوسک و حشره، مرده و زنده...
بعد من یه حال بدی بودم
اون وسط یه سوسکی دستش رو تکیه داده بود به دیوار هرهر بهم میخندید 😂
(الان هم نمیگم خیلی بلد شدم ولی حداقل میدونم اشکال کار کجاست)
خودم: خیلیا بهم گفتن: توی محل زندگی و محیط کار آدمایی رو تحویل میگیری که یه ریال نمی ارزن!(بیش از حد خوش اخلاقی)
(الان هم نمیگم خیلی بلد شدم ولی حداقل میدونم اشکال کار کجاست)