ایشالا که گربه ست
احتمالا ، پدافنداشونو امتحان میکنن
همینی که الان داریم میبینیم.
همینی که الان داریم میبینیم.
الان میگن نور پهلوی چپه
الان میگن نور پهلوی چپه
برای رهایی از این قفلشدگی باید به خودمون بگیم «الان فقط همین لحظه رو مدیریت میکنم.» و یه کار کوچیک که حس کنترل میده رو انجام بدیم (آب بخوریم، به یکی پیام بدیم و...)
برای رهایی از این قفلشدگی باید به خودمون بگیم «الان فقط همین لحظه رو مدیریت میکنم.» و یه کار کوچیک که حس کنترل میده رو انجام بدیم (آب بخوریم، به یکی پیام بدیم و...)
ایشالا که گربه ست
احتمالا ، پدافنداشونو امتحان میکنن
ایشالا که گربه ست
پ.ن: تا 5 دقیقه پیش لب پنجره خوابیده بود. اومد خودش رو بکشه, مثل گونی برنج تپ افتاد پایین کف اتاق. الان تراماتایز شده اومده تو بغل من غر میزنه و خرخر میکنه
پ.ن: تا 5 دقیقه پیش لب پنجره خوابیده بود. اومد خودش رو بکشه, مثل گونی برنج تپ افتاد پایین کف اتاق. الان تراماتایز شده اومده تو بغل من غر میزنه و خرخر میکنه
ولی الان نیاز به همفکری داریم. باید فکرهامون رو بگذاریم روی همدیگه، راه حل درست و درمون پیدا کنیم.
الان کلی از خانوادههای جاوید نامها توی روستاهای دورافتاده هستند، صداشون به جایی نمیرسه. ما باید اسامی عزیزاشون را پیدا کنیم و همهچی رو سازماندهی کنیم.
ولی الان نیاز به همفکری داریم. باید فکرهامون رو بگذاریم روی همدیگه، راه حل درست و درمون پیدا کنیم.
الان کلی از خانوادههای جاوید نامها توی روستاهای دورافتاده هستند، صداشون به جایی نمیرسه. ما باید اسامی عزیزاشون را پیدا کنیم و همهچی رو سازماندهی کنیم.
۱- میپذیرم که «الان نمیدونم چی میشه»
۲- تمرکزم رو میارم روی چیزی که الان تو کنترلمه
۳- و هی به خودم میگم: «بعداً میبینم چی میشه.»
رهایی از اضطراب آینده نه با پیشبینی که با پذیرش الان شروع میشه. تجربه شما چیه؟
۱- میپذیرم که «الان نمیدونم چی میشه»
۲- تمرکزم رو میارم روی چیزی که الان تو کنترلمه
۳- و هی به خودم میگم: «بعداً میبینم چی میشه.»
رهایی از اضطراب آینده نه با پیشبینی که با پذیرش الان شروع میشه. تجربه شما چیه؟
حالم از هر چی که تا الان بودم
صدبرابر بدتر شد.
حالم از هر چی که تا الان بودم
صدبرابر بدتر شد.