بلیط‌های لعنتی
banner
cardiz.bsky.social
بلیط‌های لعنتی
@cardiz.bsky.social
ـــ می‌توان مردم را متوجه زندگی‌ای کرد که شایسته آدمیزاد نیست. یعنی بگویید: مردم! این زندگی که می‌گذرانید به قول چخوف شایستهٔ شما نیست. بد زندگی می‌کنید، دلیلش این یا آن است. من ترجیح می‌دهم که انگیزه‌های بیماری را نشان بدهم. برای درمان، دارو و پزشک هست. کسانی ایراد می‌گیرند و می‌گویند نه! /
October 9, 2023 at 2:02 PM
Reposted by بلیط‌های لعنتی
Just being extremely casual and normal. 19th century. bravefineart.com/products/19t...
October 9, 2023 at 5:15 AM
《ایگوشای مرگ تو جیب》نام مرد بلند قامتِ خشکی بود .
دوران کودکی/ماکسیم گورکی /ترجمه کریم کشاورز
October 9, 2023 at 11:26 AM
و خنده تلخی کرد ، ابروان را بهم گره زد و پیکر خویش را به سنگفرش خیابان هدیه کرد.
جماعت گرد او حلقه زدند. دریغا که هیچکس نمی‌توانست فاجعه‌ای را که این جوان نیمه عریان، در زمانی کوتاه، در مغزخود، در آن زیسته بود تصور کند.

مردی از طبقه ششم به زیر افتاد/ آرکادی-اورِچنکو / ترجمه هادی شفائیه
October 9, 2023 at 7:13 AM
تو آلونکی با دودکش کج و کوله و در و دستک ترکیده ، زن و مرد پیر پاتالی با هم گذران می‌کردند. (بی‌بی‌بوگون و بابابوگون)
بیچاره‌ها آه نداشتند که با ناله سودا کنند و همه دار ندارشان یک بز ریش‌دار بود و یک اردک لنگ که شلان شلان این‌ور و آن‌ور می‌پلکید و گوشه کنار حیاط به جست‌وجوی دانه خاک را الک می‌کرد.
October 9, 2023 at 6:18 AM
《روی زمین که شکل‌های روان را
با من می‌بُرد
آنقدر گستاخی کردم
که ریگ‌ها
شباب را شراب انداختند》
October 8, 2023 at 2:31 PM