دوران کودکی/ماکسیم گورکی /ترجمه کریم کشاورز
دوران کودکی/ماکسیم گورکی /ترجمه کریم کشاورز
جماعت گرد او حلقه زدند. دریغا که هیچکس نمیتوانست فاجعهای را که این جوان نیمه عریان، در زمانی کوتاه، در مغزخود، در آن زیسته بود تصور کند.
مردی از طبقه ششم به زیر افتاد/ آرکادی-اورِچنکو / ترجمه هادی شفائیه
جماعت گرد او حلقه زدند. دریغا که هیچکس نمیتوانست فاجعهای را که این جوان نیمه عریان، در زمانی کوتاه، در مغزخود، در آن زیسته بود تصور کند.
مردی از طبقه ششم به زیر افتاد/ آرکادی-اورِچنکو / ترجمه هادی شفائیه
بیچارهها آه نداشتند که با ناله سودا کنند و همه دار ندارشان یک بز ریشدار بود و یک اردک لنگ که شلان شلان اینور و آنور میپلکید و گوشه کنار حیاط به جستوجوی دانه خاک را الک میکرد.
بیچارهها آه نداشتند که با ناله سودا کنند و همه دار ندارشان یک بز ریشدار بود و یک اردک لنگ که شلان شلان اینور و آنور میپلکید و گوشه کنار حیاط به جستوجوی دانه خاک را الک میکرد.
با من میبُرد
آنقدر گستاخی کردم
که ریگها
شباب را شراب انداختند》
با من میبُرد
آنقدر گستاخی کردم
که ریگها
شباب را شراب انداختند》