Vooni
banner
heyvoonak.bsky.social
Vooni
@heyvoonak.bsky.social
زن زندگی آزادی
زمان گویانیوز یه چیزی از نسیم خاکسار خوندم به اسم عروسی مردگان، از اولین چیزایی که درباره دهه شصت می‌خوندم و شاید برا همین خیلی تو ذهنم مونده.
آخرهاش می‌گه خمینی چند ماه بعد از اون کشتار و اعتراض نهادهای شطرنج رو شرعی اعلام کرد. دیشب که این اس‌ام‌اس گواهینامه موتورسواری اومد یهو یاد اون تیکه‌اش افتادم.
February 1, 2026 at 6:16 AM
شب نوزده دی، یه سری از مامورهای موتورسوار مسلحشون ریختن تو کوچه ما که ده نفر آدم رو متفرق کنند. یه لیزر سبز هم داشتن که هی می‌انداختن اینور اونور رو آدم‌های مختلف.
بعدا تو توییتر خوندم که لیزر می‌انداختن برا نشون دادن مردم به تک تیراندازهاشون.
January 28, 2026 at 8:20 AM
خانما و آقایون، اینا یه کم باهاشون رو شل کردن وی‌پی‌ان ها یکی دو ساعته دارن راحت‌تر وصل می‌شن.
دست بجنبونین یه تماس تصویری می‌تونین بگیرین ایشالا.
January 27, 2026 at 3:37 PM
یه اسکرین شات دیدم که یکی از مسافرهای ناوگان آزادی غزه داره عدد کشته‌های ایران رو مسخره می‌کنه.
فکر نمی‌کردم چیزی از عمله‌های آخوند به نظرم نفرت‌انگیزتر باشه که چپ مقاومتی تونست از اونم کثافت‌تر بشه.
January 27, 2026 at 3:31 PM
بچه فامیل پنجشنبه رفته بوده جلوی در خونه‌شون تماشا، دیگه اثری ازش نبوده تا بعد دوهفته تو کانون اصلاح و تربیت پیداش کردن.
همه‌مون هم خدا رو شکر می‌کنیم که «فقط» کتک خورده و بهش شلیک نکردن.
بچه دوازده ساله.
January 25, 2026 at 1:34 PM
اینترنشنال که معلومه چیکاره‌اس، ولی کاش یه آدم دلسوزی تو بی‌بی‌سی فارسی بود به جای این همه تحلیلگر کسشر چهارتا روانشناس می‌آورد شاید یه کم کمک کننده بود.
فروپاشی روانی تو یه قدمی همه‌مونه.
January 25, 2026 at 10:45 AM
دیروز حس کردم دارم خفه می‌شم، نشستم شعرهای پل سلان رو بخونم. امروز هم یه ویدیو از شعرخوانی محمود درویش دیدم که بغض تو گلوم یه تکونی بخوره راه نفس باز بشه.
خون و خون و خون...
January 25, 2026 at 5:11 AM
اسم بچه دخترخاله ام نیکاست، ما بهش می‌گیم نیکولی، یا پشت سرش تپل خانوم. از بعد نیکا شاکرمی دیگه نتونستیم اسم خودش رو صدا کنیم.
الان یادم افتاد برادرزاده دوستم سپهره :(
January 23, 2026 at 11:00 AM
یکی رفته بوده به دوئولینگو ایمیل زده بوده که استریک ایرانی‌ها رو فریز کنه، چون اینترنتشون قطع شده.
به استیصال اون آدم فکر می‌کنم که تو اون بی‌خبری از همه عزیزانش تو ایران این کار به ذهنش رسیده و گریه‌ام می‌گیره.
الان فقط برای این چیزها می‌تونم گریه کنم،
January 23, 2026 at 10:02 AM
هی یه چیزایی می‌نویسم، بعد می‌بینم در مقابل این فاجعه مطلقا هیچی اهمیتی نداره.
لال لال.
January 23, 2026 at 6:59 AM
یه دوری زدم، دیدم خیلی‌ها نگرانن که خانواده‌هاشون آنلاین نشدن.
این قطعی اینترنت فعلی از همه قبلی‌ها بدتره فکر کنم. تو جنگ من و دوستام یه اتصال نصفه نیمه ای داشتیم، الان فکر کنم فقط سه نفرمون تونستیم وصل شیم.
اگر کسی بخواد من می‌تونم براش پیغام ببرم و بیارم، ولی راستش نمی‌دونم خودم تا کی وصل می‌مونم.
❤️❤️
January 21, 2026 at 7:32 AM
از ایران به خارج با تلفن نسبتا راحت می‌شه حرف زد، ولی گرونه. به خانواده‌هاتون بگین همراه اول یه چیزی گذاشته به اسم بسته تلفن بین الملل که قیمتش ارزون تره. ده دقیقه ۱۳۰ تومن برا اروپا (موقع خرید باید بدون مرز رو انتخاب کنی)، برا آمریکا و کانادا ارزونتر ولی نمی‌دونم چقدر. با این کد می‌شه خریدش:
*10*2923#
January 21, 2026 at 7:17 AM
سلام سلام بچه‌ها جون.
هیچ حرفی ندارم بزنم. این کانفیگی هم که باهاش وصل شدم اینقدر کنده که بلواسکای رو به سختی باز کرد.
تو خانواده ما همه سالمن، از معین و آلبرتین هم خبر دارم که حالشون خوبه. از زینبک و الهام بهم خبر بدین اگر تونستین.
ماچ به همه.
January 21, 2026 at 7:09 AM
نزدیک سال جدید میلادی که می‌شه یه دور لیست کارهایی که باید سال دیگه انجام بدم رو می‌نویسم، که خودش می‌شه چند تا لیست کتاب و فیلم و سریال و همه چی، بعد چون زیاد می‌شه دیگه بی‌خیال می‌شم می‌ره تا نزدیکی‌های سال تحویل زیبای تقویم جلالی. و بدین سان سه ماه سال رو دارم برنامه‌ریزی می‌کنم که چیکار (ن)کنم.
December 16, 2025 at 9:04 AM
دوستان اگه من زین پس خواستم کتاب‌های بعدی لوییس پنی رو بخونم لطفاً کتکم بزنین.
December 15, 2025 at 3:54 PM
یه روزایی می‌خوام رندم جلوی عابرها رو بگیرم ازشون بپرسم لباس چطوری اذیتشون نمی‌کنه.
December 15, 2025 at 7:25 AM
بالاخره منم بعد مدت‌ها خودم رو جمع و جور کردم و اون کیک سیب نامرئی معروف الان تو فر در حال پخته شدنه. فقط نمی‌دونم چرا بعد یه ساعت هنوز اون وسط‌هاش خامه.
December 12, 2025 at 3:13 PM
تقریبا دو هفته‌اس که همه‌اش کته ماست و پلوی ساده و غذاهای مریضی خوردم، الان دیگه نشستم پای اینستاگرام ویدیوی غذای پنیردار ناسالم نگاه می‌کنم 🥺
December 7, 2025 at 6:27 PM
فیلم‌های این ماراتن کیش رو که دیدم یه کرمی بهم افتاد که از بهار شروع کنم به دویدن.
حالا نمی‌دونم با این وضع مفاصل اصلا کار درستی هست یا نه، ولی یادم افتاد که در جوانی آرزو داشتم ماراتن نیویورک رو بدوم.
December 7, 2025 at 5:49 AM
یه پارچه هم از اعماق کمد پیدا کرده بودم مامانم برام یه شلوار دوخت باهاش، بعد نمی‌دونم رنگش طوسیه، خاکیه، چه کوفتیه، با هر چی می‌پوشم شکل این آقا مقدادهایی می‌شم که خواستن تیپ جوانانه بزنن برن پایگاه.
دیگه می‌خوام عکس بگیرم ازش بدم هوش مصنوعی برام بررسی کنه ببینه با چی خوب می‌شه.
November 28, 2025 at 7:29 PM
این آخر هفته یه ویروس کوفتی‌ای گرفتم و گلاب به روتون اسهال استفراغ مداوم. یه روز هم که هوا یه کم تمیز شد از فرط بدن درد نمی‌تونستم از رو تخت تکون بخورم.
از فردا هم دوباره باید در خدمت کاپیتالیسم باشم :(
November 28, 2025 at 6:12 PM
بلوای جدیدی که‌ اونور راه افتاده اینه که لوکیشن کاربرها داره مشخص می‌شه و گویا یه عده زیادی از برانداز و منتقد و اصلاح‌طلب و حزبل همه با سیم‌کارت‌های دولتی بدون فیلتر وصل بودن.
حالا ما که نفهمیدیم دقیقا چطوریه، ولی مثلا یکی یه اسکرین شات از پروفایل الناز محمدی گذاشته بود و گفته بود ایشون هم همینه.
November 26, 2025 at 5:47 AM
انگار تو اون باغ وحش ایلان یه عده رفتن چو‌ انداختن که نازلی فوت کرده. یه مسج خیلی غمگین گذاشته بود و خبر داده بود که بیماریش پیشروی کرده.
امیدوارم بدنش بتونه به درمان جواب بده و عمرش دراز باشه.
November 25, 2025 at 5:32 AM
تا وقتی سالاد شیرازی هست چرا لوبیاپلو رو با ماست می‌خورین؟
November 22, 2025 at 3:30 PM
یه کتابی دارم گوش می‌دم درباره روابط ایران و عربستان و حکومت‌های متحجری که همزمان توشون تشکیل شد، بعد وسط داستان اجباری شدن حجاب به دستور خمینی و اعتراضات روز جهانی زن سال ۵۷، نویسنده‌ یه گریزی می‌زنه به روستایی در شمال ایران که توش یه دختر کوچولویی داشته از همون سن کم داشته با سنت‌ها می‌جنگیده 🤡🤡.
November 8, 2025 at 4:39 PM