نمی کند، که گاه آن بخشش های بسیار، پالانیست که می پنداریم ردای بزرگیست!
که به جبر یا اختیار، دربر می کنیم.
بخشیدن نیز، مقدار و آداب دارد.
قانون من این است که؛
اگر نتوانستم فراموش کنم، پس نخواهم بخشید.
نوشتمش شاید به درد کسی بخوره🍀
من هم یاد گرفتم که راضی نگه داشتنِ همه، نه عاقلانهس، نه شدنی.
بیشتر به نظرم نوعی از حمالیه و خب منم برای حمالی ساخته نشدم.
بتونم خوبم، بتونم کمک میکنم، بشه می پذیرم و...
نشد هم نشد، نخواستم یا نتونستم، نشد، همین.
نوشتمش شاید به درد یکی بخوره🍀
انگار آدمی را به زندگی اش که شاید حتی زندگی نیست، وصل می کند.
وسوسه ایست شیرین با تمامِ ترس هایت از همان فعل.
شاید حتی به نقطه ای از پرهیز برسی که دیگر نه، این فعل را نمیخواهم و با من مهربان نیست.
اما وسوسه، شیرین است.
نوشتمش شاید به درد کسی بخوره🍀
نمی کند، که گاه آن بخشش های بسیار، پالانیست که می پنداریم ردای بزرگیست!
که به جبر یا اختیار، دربر می کنیم.
بخشیدن نیز، مقدار و آداب دارد.
قانون من این است که؛
اگر نتوانستم فراموش کنم، پس نخواهم بخشید.
نوشتمش شاید به درد کسی بخوره🍀
به وقت شانزدهم دیماه صفرچهار
به وقت شانزدهم دیماه صفرچهار
ولی اونی که باید بره رفت!
ولی اونی که باید بره رفت!
📚نیمه تاریک ماه
👤هوشنگ گلشیری
📚نیمه تاریک ماه
👤هوشنگ گلشیری
رسما باد بلندم میکرد،هل میداد 🤕
رسما باد بلندم میکرد،هل میداد 🤕
ممنون از نگاه پرمهرت🌸
ممنون از نگاه پرمهرت🌸
ما دیگر فقیر نیستیم
دیروز پزشک ِ آبادی گفت...
چشم های پدرم
پر از آب مروارید است …
رسول ادهمی
ما دیگر فقیر نیستیم
دیروز پزشک ِ آبادی گفت...
چشم های پدرم
پر از آب مروارید است …
رسول ادهمی
با صدای گریه و شیونم از خواب پریدم.
با صدای گریه و شیونم از خواب پریدم.
واسه اینکه ویندوزم بالا بیاد یه9K ریزی بر بدن زدم🤸♀️
واسه اینکه ویندوزم بالا بیاد یه9K ریزی بر بدن زدم🤸♀️
نمیدونم چرا شیره ای که امسال خریدیم ترشه نه میشه باهاش شربت درست کرد نه حلوا
نمیدونم چرا شیره ای که امسال خریدیم ترشه نه میشه باهاش شربت درست کرد نه حلوا