Mahi Siah
banner
cutebalckcat.bsky.social
Mahi Siah
@cutebalckcat.bsky.social
Not Found!
از دل اون خفقان و با حداقل بودن امكانات اين چنين سرودهايي در مياد پرمفهموم!
بعد اين سوي آب با دسترسي به هرنوع امكانات چي در اومده؟ سكوت كنم بهتره واقعا!
⁨ سرود «من زنده‌ام هنوز»
……..
کاری از ادیب قربانی
با اجرای جمعی از دانشجویان موسیقی ایران
شعر از پویان مقدسی
……
ادیب قربانی با همکاری جمعی از دانشجویان موسیقی، پیش‌تر سرودهایی چون «راه کوچه»، «قسم» و «سرود نافرمان» را منتشر کرده‌اند و این‌ بار، سرود «من زنده‌ام هنوز»
پاینده ایران و به امید آزادی
February 4, 2026 at 3:10 PM
منجر كار قبليم كه لي اف شدم دوباره امروز بهم مسيج داد و افر داد كه برگردم سر كار قبليم با لول بالاتر و هيمن طور حقوقي كه بالاتر از حقوق فعليمه!
اي بابا!
February 3, 2026 at 9:41 PM
Reposted by Mahi Siah
توقع داشتم قتل‌عام ۳۶۰۰۰ نفر در تظاهرات‌های خازج کشور خیلی برجسته باشه که نبود. تو ذهن همه‌ی ایرانی‌های جهان نیستم، ولی کاش بدونن که تو‌این مرحله‌ی وحشتناکی که ما به عنوان یک ملت توش گیر کردیم، نه پهلوی مهمه، نه زن زندگی، نه صرف حضور در تظاهرات. فقط رسوندن این پیام مهمه که ما داریم دسته دسته کشته می‌شیم.
February 2, 2026 at 7:28 PM
جلسه سوم روي يخ تونستم سر بخورم و بعد يهو خيلي ذوق كردم و محكم و با ضرب زياد به سمت راستم محكم كوبيده شدم زمين. و افتادم رو كتف راستم و تموم ضرب رو گرفت.
١٠ دقيقه موندم بيرون زمين تا ببينيم ميزان اسيب چقدر هست ولي بعد خيلي پر رو برگشتم تو رينك ادامه دادم!
February 1, 2026 at 11:38 PM
شرقي غمگين كنترل شده يودم در ديدار سوم!
حالا شما در ديدارهاي ابتدايي باس دو تا چشم داري ٦ تا ديگه هم قرض كني! بعد من تو اين شرايط خودمم نميفهمم دارم چيكار ميكنم! فقط سه بار دستكش هامو گم كردم اون وسط! مردي در نقش gloves rescuer بود امشب!
February 1, 2026 at 4:21 AM
مامان گفت به سري وسايل رو كم كم اماده كردم توي ساك كه اگه زدن و جنگ شروع شد اماده باشيم براي رفتن. اگه هم نشد كه خب ما هم شبيه ٩٠٪؜ اونايي كه تو اين شهر هيچ جايي رو براي پناه ندارن.
خدايا قلبم! Survival guilt يه جوري دستاش دور گلمومه كه مداوم احساس خفگي ميكنم!
January 31, 2026 at 6:40 PM
اقاي همساده اومد الان در زد برام از ايران يه بسته گز و يه كاسه سوپ داغ اورد. گفت جاتون اصلا خالي نبود. گفتم خيلي نگرانتون بودم. خيلي خوشحالم سلامت برگشتين. با درماندگي بهم نگريسيتيم در سكوت.
January 31, 2026 at 6:34 PM
Reposted by Mahi Siah
شاشیدمم تو گوشه به گوشه این دنیای مردسالاری که با مضطرب کردن همه، تصویر آن یکی پدر مقتدر خشن رو (چه شاه، چه رهبر، چه رئیس‌جمهور، چه نخست‌وزیر) داره به عنوان راه نجات از خشونت و شر مطلق پدرسالاری خونین دیگر جا می‌زنه. می‌دونم که صدام از جای گرم بلند می‌شه ولی هدف برچیدن این کثافت بود،اگه هدفی مونده باشه.
January 30, 2026 at 10:46 AM
ساعت ٤ سبح از اصطراب بيدار شدم و ديگه نتونستم بخوابم و فقط اشك و اشك و اشك!
خيلي حس درماندگي ميكنم! دلم براي بغل مامان تنگ شده كه خودمو توش گلوله كنم.
January 30, 2026 at 10:35 AM
توي اون ١٢ روز جنگ من به فروپاشي رواني رسيده بودم! تحمل رنجي كه مي كشيدم از اندازه بدنم بزرگتر بود! مثل يه مرده متحرك بودم. اينقدر پشت هم پنيك اتك داشتم كه ديگه جوني برام نمي موند!
الانم فقط يه چيزو ميدونم اگه اتفاقي براي خونواده ام بيوفته دلم نميخواد زنده بمونم. كدوممون ميخواد!
January 30, 2026 at 2:24 AM
شايد واقعا بايد جدي به داروهاي ضد اضطراب فكر كنم و اينقدر مقاومت نكنم!
چقدر با ورزش و رابطه و حرف زدن و تراپي ميشه خودمو سرپاه نگه دارم!
January 30, 2026 at 2:16 AM
آقاي همساده اينا از ايران برگشتن. برقشون يهو روشن شد!
با تموم وجود به بچه هاشون كه اينجان حسودي ميكنم!
January 30, 2026 at 2:14 AM
از اضطراب جنگ دارم بلعيده ميشم!
و از تك تك ادم هايي كه با اشتياق به طبل اين جنگ ميزنن متنفرم!
January 30, 2026 at 2:09 AM
Reposted by Mahi Siah
اینم درسته واقعا. ممنونم که یکی از تو ایران نوشتش.
January 29, 2026 at 4:58 AM
افتابه لگن هفت دست. شام و ناهار هيچي
How this gonna help to pple inside?
January 29, 2026 at 9:30 PM
همچون كسي كه يك دكمه پيدا ميكنه و ميره براش لباس بدوزه، پاركينگ سر پوشيده اويلبل شد و گرفتمش. حالا قراره براي پاركينگ خاليم ماشين بخرم!
#life_episodes
January 29, 2026 at 8:38 PM
هدي بيوتي چه پهني جوويده؟
يه لحطه اينستاگرام رو باز كردم همه داشتن لوازم ارايششون زو مي كوبيدن و ميريختن دور
January 28, 2026 at 11:46 PM
بعد از ميتينگ استادام گفتن صبر كن كار دازيم باهات.
موندم و با بغض و چشماي اشكي گفتن بگو خونواده ات چطوره؟ اصلا نميتونيم باور كنيم ديگه اينقدز اشكي شد كه نتونست حرف بزنه!
قشنگاي من! تموم اين سال ها مثل پدر و مادر بودين برام
January 28, 2026 at 11:40 PM
دو شب پيش خواب اكسم رو در كنار الهي قمشه اي ديدم كه واقعا بيدار شدم اينطوري بودم كه اين ديگه چي بود من ديدم!
ديشب خواب ديدم رفتم ايران گير كردم توي تجمعات حكومتي تو خيابون گير اقتادم و دارن با قمه دنبالم ميكنن!
اين مطنقي تر اومد!
January 28, 2026 at 4:03 PM
اينقدر از ده روز پيشش روزها رو ميشمرد كه قراره همو ببينيم كه دلم نيومد كنسل كنم. ولي گفتم اون ادمي كه قراره ببيني اصلا شييه اوني كه يك ماه پيش ديدي نيست. و خب اونجا حالم بد شد موقع شام خوردن. صداي هم همه و شلوغي ادمهايي كه شبيه من نبودن. ميخنديدن. همه چيز دور سرم مي چرخيد. صداي ويديو و ها تصوير /
January 25, 2026 at 2:42 PM
با مامانم قيس تايم كردم و تصويرش شطرنجي ميشد هي. تو دلم ميگفتم خوب ببين كه دلت برا همينم تنگ ميشه!
خيلي گريستم! گفتم ميترسم ديگه نتونم بيام! گفت تو ٧-٨ ساله نيومدي چند وقت ديگه هم روش! چشم بهم بزني تموم ميشه!
January 24, 2026 at 1:06 AM
يكي از دوستام كه خيلي نگرانش يودم و شاهرود بود بالاخره انلاين شد. دو تا از دوستاش كشته شدن. يكي قطع نخاع. و بچه يكي ديگه از آشناهاشون هم كشته شده. گقت ماشينشون رو به رگبار بستن.
اون شبي حه دوستش كشته ميشه ياهم بودن و يك جايي از هم جدا ميشن و همون موقع دوستش تير ميخوره.
January 23, 2026 at 9:52 PM
تموم تلاشم رو كردم كه ويدو پدر كه سپهرش رو صدا ميكرد رو نبينم! طاقتش رو نداشتم. تا اينستاگرام باز شد و پلي شد خودش. سپهر بابا كجايي…
قلبم!
January 23, 2026 at 5:13 PM
نشستم يه دور براي اين استيصال و وحشتي كه توشيم گريه كردم!
يه دور هم براي تنهايي مامانم!
January 23, 2026 at 2:01 AM