But, hold my beer, I need a front row seat to this circus of desperate people.
But, hold my beer, I need a front row seat to this circus of desperate people.
و هستی ما چون قفسی که پر از پرندگان باشد
از ناله های اسارت لبریز است
و در میان ما کسی نیست که بداند
که تا به کی خواهد بود
و هستی ما چون قفسی که پر از پرندگان باشد
از ناله های اسارت لبریز است
و در میان ما کسی نیست که بداند
که تا به کی خواهد بود
«کاش میمردیم و نمیدیدیم!»
«کاش میمردیم و نمیدیدیم!»
من بهش یاد نداده بودم، لابد از مهد. برای مامانم نوشتم. در یکی از اپیزودهای قطع و وصلی اینترنت هفته قبل. جوابش قلبم رو شکست و برای همیشه گوشهی ذهنم ثبت شد.
من بهش یاد نداده بودم، لابد از مهد. برای مامانم نوشتم. در یکی از اپیزودهای قطع و وصلی اینترنت هفته قبل. جوابش قلبم رو شکست و برای همیشه گوشهی ذهنم ثبت شد.
این که شد تیغ در دست زنگی مست که.
نه اینکه قبلا نبود ولی حالا زخمم خورده هیچ کنترلی هم روش نیست.
این که شد تیغ در دست زنگی مست که.
نه اینکه قبلا نبود ولی حالا زخمم خورده هیچ کنترلی هم روش نیست.