ولی ما بد خدافظی کردیم، ای کاش بهتر خدافظی میکردیم.
اینجوری که با این شکل و با کوهی از زجر و عذاب منو ول کرد و رفت بعید میدونم خوبیای بهش کرده باشم، اما امیدوارم بدیامو حلال کنه، واقعا امیدوارم حلال کنه، من فکر میکردم آدم خوبیام، بیشتر از این بلد نبودم…
ولی ما بد خدافظی کردیم، ای کاش بهتر خدافظی میکردیم.
اینجوری که با این شکل و با کوهی از زجر و عذاب منو ول کرد و رفت بعید میدونم خوبیای بهش کرده باشم، اما امیدوارم بدیامو حلال کنه، واقعا امیدوارم حلال کنه، من فکر میکردم آدم خوبیام، بیشتر از این بلد نبودم…
میدونم تمام بدبختیاشو از چشم من میبینه، میدونم ازم بدش میاد و اگر شکستمو ببینه خوشحال میشه.
ادای آدم خوبا رو در نمیارم، ولی واقعا امیدوارم حالش خوب باشه و همیشه رشد کنه، و اینکه بپذیره که باهام بد تا کرد، اما عذاب وجدان نداشته باشه
بهترینِ روزای زندگیم بود
میدونم تمام بدبختیاشو از چشم من میبینه، میدونم ازم بدش میاد و اگر شکستمو ببینه خوشحال میشه.
ادای آدم خوبا رو در نمیارم، ولی واقعا امیدوارم حالش خوب باشه و همیشه رشد کنه، و اینکه بپذیره که باهام بد تا کرد، اما عذاب وجدان نداشته باشه
بهترینِ روزای زندگیم بود
هیچکس رو ندیدم که اینجوری کسی رو از دلش بیرون کنه
هنوزم که هنوزه روزا سوال میکنم که : چه جنایتی بهش کرده بودم؟ اون که همش خوب میگفت ازم؟ نکنه دروغ میگفت؟
کاش اشتباه کردنو بلد بود.. کاش بلد بود اقرار کنه که گوه زده به زندگی جفتمون.
واسه خودش، نه واسه برگشتن…
هیچکس رو ندیدم که اینجوری کسی رو از دلش بیرون کنه
هنوزم که هنوزه روزا سوال میکنم که : چه جنایتی بهش کرده بودم؟ اون که همش خوب میگفت ازم؟ نکنه دروغ میگفت؟
کاش اشتباه کردنو بلد بود.. کاش بلد بود اقرار کنه که گوه زده به زندگی جفتمون.
واسه خودش، نه واسه برگشتن…
بیشتر از یکسال گذشته و هنوز دوسش دارم اما یادم میاد که چقدر زود اونشب و یهویی تو چشاش غریبه شدم.
تف
بیشتر از یکسال گذشته و هنوز دوسش دارم اما یادم میاد که چقدر زود اونشب و یهویی تو چشاش غریبه شدم.
تف
گوه تو غم
گوه تو غم
خیلی وقته دیگه نیست
خیلی وقته دیگه نیست
حتی دلتنگ یه گربه
حتی دلتنگ ِ ببیییین، مثلا، کلا، در کل…
جالبه دنیا…
حتی دلتنگ یه گربه
حتی دلتنگ ِ ببیییین، مثلا، کلا، در کل…
جالبه دنیا…
ولی چه دلی باخته بودم
ولی چه دلی باخته بودم
خودم از خودم تعجب میکنم
میخندم، اوکیام، ولی هنوز هم یادم میاد
خودم از خودم تعجب میکنم
میخندم، اوکیام، ولی هنوز هم یادم میاد
زمان، نه چیزی رو حل کرد، نه درست کرد، نه فراموش شد، نه بخشید…
زمان، نه چیزی رو حل کرد، نه درست کرد، نه فراموش شد، نه بخشید…
هرچه بادا باد، فقط دیگه نمیذارم تیرم خطا بره.
در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را…
هرچه بادا باد، فقط دیگه نمیذارم تیرم خطا بره.
در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را…
چقدر تو بیکسی گذروندم
چقدر کفش این دنیا به پام تنگ بود
چقدر تلخ و سیاهه گذشت این چهار ماه
چقدر دنیا به من نیومده بود
انگار بهم گفتن همین نفسی هم که میکشی از سرت زیاده، تو لایق هیچی نیستی.
واقعا چرا انقدر بیلیاقت زندگی کردم؟
عاخ مادر چرا منو زاییدی؟
چقدر تو بیکسی گذروندم
چقدر کفش این دنیا به پام تنگ بود
چقدر تلخ و سیاهه گذشت این چهار ماه
چقدر دنیا به من نیومده بود
انگار بهم گفتن همین نفسی هم که میکشی از سرت زیاده، تو لایق هیچی نیستی.
واقعا چرا انقدر بیلیاقت زندگی کردم؟
عاخ مادر چرا منو زاییدی؟
کی قراره جلو بقیه نقش بازی نکنم ولی همه اشکو تو چشام ببینن؟
کی قراره زندگی کنم؟
چرا این غم انقدر نابودم کرد؟
واقعا زندگی من همین غمو کم داشت که اون بهم بخشید، با سخاوت.
چرا مردم؟
کی قراره جلو بقیه نقش بازی نکنم ولی همه اشکو تو چشام ببینن؟
کی قراره زندگی کنم؟
چرا این غم انقدر نابودم کرد؟
واقعا زندگی من همین غمو کم داشت که اون بهم بخشید، با سخاوت.
چرا مردم؟
نه امیدی به برگشتش دارم نه فایدهای داره…
اما تو طول روز همش به خودم میگم الان کجاس؟ با کیه؟ داره چیکار میکنه؟ با کسی شده؟
هیچی نمیدونم ازش، کسیم رو ندارم که ازش خبر بگیرم، اصلا چه خبری بخوام بگیرم؟
نمیدونم فهمیده چیکار کرده یا نه!
نه امیدی به برگشتش دارم نه فایدهای داره…
اما تو طول روز همش به خودم میگم الان کجاس؟ با کیه؟ داره چیکار میکنه؟ با کسی شده؟
هیچی نمیدونم ازش، کسیم رو ندارم که ازش خبر بگیرم، اصلا چه خبری بخوام بگیرم؟
نمیدونم فهمیده چیکار کرده یا نه!
نه حرف میزنم باهاش
بلاکم هستم
اونم سرگرم زندگی خودشه
خوبه که با حذف کردن من به چیزی که میخواست رسید.
اما من خودمم رو از دست دادم.
نه حرف میزنم باهاش
بلاکم هستم
اونم سرگرم زندگی خودشه
خوبه که با حذف کردن من به چیزی که میخواست رسید.
اما من خودمم رو از دست دادم.
ولی ته خطم واقعا
تهِ تهِ خط…
نمیتونم، واقعا نمیتونم…
کسیم ندارم که بهش بگم چمه.
اصلا نمیدونم چمه.
قرار نبود اینجوری بشه…
ولی ته خطم واقعا
تهِ تهِ خط…
نمیتونم، واقعا نمیتونم…
کسیم ندارم که بهش بگم چمه.
اصلا نمیدونم چمه.
قرار نبود اینجوری بشه…
خیلی کم میبینمشون، وقتی به هم میرسیم یهو وسط بحثشون چشام پر اشک میشه و جلوی هرکی باشه میزنم زیر گریه و از روزام میگم.
این چه مرامی بود؟
این چه ذاتی بود؟
این چه دشمنی بود؟
خیلی کم میبینمشون، وقتی به هم میرسیم یهو وسط بحثشون چشام پر اشک میشه و جلوی هرکی باشه میزنم زیر گریه و از روزام میگم.
این چه مرامی بود؟
این چه ذاتی بود؟
این چه دشمنی بود؟
وقتی زجههای مادرت رو میبینی که فقط میگه چرا مادر؟
چرا به من رحم نکردی؟
تو فقط میتونی بی صدا اشک بریزی و به لامپ سقف بیمارستان خیره بشی و بگی مادر چیزی نمونده بود تا بمیرم، چرا نجاتم دادید؟
تمام دنیا بشه سکوت و هیچ رنگی نبینی
و مادرت که از ترس از کنارت جم نخوره.
کاش رفته بودم.
وقتی زجههای مادرت رو میبینی که فقط میگه چرا مادر؟
چرا به من رحم نکردی؟
تو فقط میتونی بی صدا اشک بریزی و به لامپ سقف بیمارستان خیره بشی و بگی مادر چیزی نمونده بود تا بمیرم، چرا نجاتم دادید؟
تمام دنیا بشه سکوت و هیچ رنگی نبینی
و مادرت که از ترس از کنارت جم نخوره.
کاش رفته بودم.
ستم و اذیت دیدم ولی محبت کردم. آزار دیدم اما خلاف نکردم راهمم کج نکردم.
همهی اینا پشمه تو زندگی. کاش یکی بهم میگفت کاری نکردی که خودش رزومهی درخشانی داشت.
ستم و اذیت دیدم ولی محبت کردم. آزار دیدم اما خلاف نکردم راهمم کج نکردم.
همهی اینا پشمه تو زندگی. کاش یکی بهم میگفت کاری نکردی که خودش رزومهی درخشانی داشت.
واسه من که تموم شدی، من عزادار حماقت خودمم که چرا بهت اعتماد کردم. بدتر از تو تو عمرم ندیدم.
واسه من که تموم شدی، من عزادار حماقت خودمم که چرا بهت اعتماد کردم. بدتر از تو تو عمرم ندیدم.