ایــــــــزوگام
ایــــــــزوگام
@waterproof.bsky.social
داغون
نمیدونم واقعا بهش بدی کردم یا ساخته‌ی تخیلشه…
ولی ما بد خدافظی کردیم، ای کاش بهتر خدافظی می‌کردیم.
اینجوری که با این شکل و با کوهی از زجر و عذاب منو ول کرد و رفت بعید میدونم خوبی‌ای بهش کرده باشم، اما امیدوارم بدیامو حلال کنه، واقعا امیدوارم حلال کنه، من فکر می‌کردم آدم خوبی‌ام، بیشتر از این بلد نبودم…
July 24, 2025 at 5:53 AM
حالا بعد از ماه‌ها نمیدونم چرا اومدم می‌نویسم…
میدونم تمام بدبختیاشو از چشم من می‌بینه، میدونم ازم بدش میاد و اگر شکستمو ببینه خوشحال میشه.
ادای آدم خوبا رو در نمیارم، ولی واقعا امیدوارم حالش خوب باشه و همیشه رشد کنه، و اینکه بپذیره که باهام بد تا کرد، اما عذاب وجدان نداشته باشه
بهترینِ روزای زندگیم بود
July 17, 2025 at 12:11 PM
هزارنفرو دیدم تو این سالی که بدون اون گذشت
هیچ‌کس رو ندیدم که اینجوری کسی رو از دلش بیرون کنه
هنوزم که هنوزه روزا سوال میکنم که : چه جنایتی بهش کرده بودم؟ اون که همش خوب میگفت ازم؟ نکنه دروغ میگفت؟
کاش اشتباه کردنو بلد بود.. کاش بلد بود اقرار کنه که گوه زده به زندگی جفتمون.
واسه خودش، نه واسه برگشتن…
July 17, 2025 at 11:57 AM
ماجرا اینه که اون همه بدبینی مانع شد تا باورم کنه، درسته لحظه‌ای هم رو دیگه نمیخوام باهاش بگذرونم، ولی همچنان دوسش دارم، همچنان یادگاریاشو نگاه میکنم و به خنده‌هاش فکر میکنم، هنوز جایگزینی براش نذاشتم.
بیشتر از یکسال گذشته و هنوز دوسش دارم اما یادم میاد که چقدر زود اونشب و یهویی تو چشاش غریبه شدم.
تف
July 17, 2025 at 11:51 AM
چه سالی بود…
گوه تو غم
March 5, 2025 at 7:34 PM
خنده‌هام از ته دل بود، خوشیام از ته دل بود
خیلی وقته دیگه نیست
February 11, 2025 at 6:28 AM
بیشتر از قبل حتی دلتنگ شدم
حتی دلتنگ یه گربه
حتی دلتنگ ِ ببیییین، مثلا، کلا، در کل…
جالبه دنیا…
January 24, 2025 at 11:13 AM
زیاد نباید سخت گرفت
ولی چه دلی باخته بودم
January 22, 2025 at 10:13 AM
آدم جالبی شدم
خودم از خودم تعجب می‌کنم
می‌خندم، اوکی‌ام، ولی هنوز هم یادم‌ میاد
January 20, 2025 at 3:28 PM
۸ماه گذشت
زمان، نه چیزی رو حل کرد، نه درست کرد، نه فراموش شد، نه بخشید…
January 12, 2025 at 3:17 AM
یه بار دیگه اون‌کارو میکنم
هرچه بادا باد، فقط دیگه نمیذارم تیرم خطا بره.
در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را…
September 11, 2024 at 5:17 AM
چقدر بیهوده و ناکام زندگی کردم
چقدر تو بی‌کسی گذروندم
چقدر کفش این دنیا به پام تنگ بود
چقدر تلخ و سیاهه گذشت این چهار ماه
چقدر دنیا به من نیومده بود
انگار بهم گفتن همین نفسی هم که میکشی از سرت زیاده، تو لایق هیچی نیستی.
واقعا چرا انقدر بی‌لیاقت زندگی کردم؟
عاخ مادر چرا منو زاییدی؟
September 11, 2024 at 5:15 AM
کی قراره دوباره رو پا بشم؟
کی قراره جلو بقیه نقش بازی نکنم ولی همه اشکو تو چشام ببینن؟
کی قراره زندگی کنم؟
چرا این غم انقدر نابودم کرد؟
واقعا زندگی من همین غمو کم داشت که اون بهم بخشید، با سخاوت.
چرا مردم؟
September 11, 2024 at 5:11 AM
همه‌چی تموم شد
نه امیدی به برگشتش دارم نه فایده‌ای داره…
اما تو طول روز همش به خودم میگم الان کجاس؟ با کیه؟ داره چیکار میکنه؟ با کسی شده؟
هیچی نمیدونم ازش، کسیم رو ندارم که ازش خبر بگیرم، اصلا چه خبری بخوام بگیرم؟
نمیدونم فهمیده چیکار کرده یا نه!
September 11, 2024 at 5:09 AM
دیگه هیچوقت نه می‌بینمش
نه حرف میزنم باهاش
بلاکم هستم
اونم سرگرم زندگی خودشه
خوبه که با حذف کردن من به چیزی که میخواست رسید.
اما من خودمم رو از دست دادم.
September 11, 2024 at 5:06 AM
یه جسدم که تو اینستا زور میزنه کسی نفهمه چه مرگشه
ولی ته خطم واقعا
تهِ تهِ خط…
نمیتونم، واقعا نمیتونم…
کسیم ندارم که بهش بگم چمه.
اصلا نمیدونم چمه.
قرار نبود اینجوری بشه…
September 11, 2024 at 5:02 AM
دو سه تا دوست جدید پیدا کردم، خیلی کشکی
خیلی کم می‌بینمشون، وقتی به هم میرسیم یهو وسط بحثشون چشام پر اشک میشه و جلوی هرکی باشه میزنم زیر گریه و از روزام میگم.
این چه مرامی بود؟
این چه ذاتی بود؟
این چه دشمنی بود؟
September 11, 2024 at 4:58 AM
بعد از یه خودکشی ناموفق
وقتی زجه‌های مادرت رو میبینی که فقط میگه چرا مادر؟
چرا به من رحم نکردی؟
تو فقط میتونی بی صدا اشک بریزی و به لامپ سقف بیمارستان خیره بشی و بگی مادر چیزی نمونده بود تا بمیرم، چرا نجاتم دادید؟
تمام دنیا بشه سکوت و هیچ رنگی نبینی
و مادرت که از ترس از کنارت جم نخوره.
کاش رفته بودم.
August 22, 2024 at 3:09 AM
قطعا من جذابیت و جیگولی و استایل و قد و بالای جوونای الان رو ندارم. بابای پول دارم ندارم. زندگی راحتی هم نداشتم. اما وایسادم و جنگیدم
ستم و اذیت دیدم ولی محبت کردم. آزار دیدم اما خلاف نکردم راهمم کج نکردم.
همه‌ی اینا پشمه تو زندگی. کاش یکی بهم می‌گفت کاری نکردی که خودش رزومه‌ی درخشانی داشت.
July 29, 2024 at 10:49 AM
دلبرت خنده کنه با دگران تو بسوزی و براش گریه کنی…
July 28, 2024 at 10:22 PM
برم به کی بگم کجا بگم که دارم جون میکنم. داره نفسم بند میاد. این چه بلایی بود سرم اومد؟ برم کجا داد بزنم؟ هیچکیو ندارم. بخدا آخرش میکشم خودمو
July 27, 2024 at 10:32 PM
چه مرگمه واقعا نمیتونم. نمیتونم زندگی کنم
July 27, 2024 at 10:12 PM
بخدا درمانی جز مرگ برای این درد بیصاحاب نمیبینم
July 26, 2024 at 9:54 PM
دارم میمیرم
July 26, 2024 at 9:27 PM
زندگی سیاه میشه وقتی می‌بینی عزیزترین آدم زندگیت همچین بی‌معرفت نمک‌نشناسی از آب درمیاد که بعد از چارسال بدون یه دلیل روشن ول کنه بره و با هزارتا فکروخیال دروغ و پر از سوء ظن خودشو توجیه کنه. چقدر کثیف بودی.
واسه من که تموم شدی، من عزادار حماقت خودمم که چرا بهت اعتماد کردم. بدتر از تو تو عمرم ندیدم.
July 26, 2024 at 6:44 PM