او فقط صبحها که بچهاش را میبرد مدرسه، تا ظهر که از مدرسه برگردد، در کافهای نزدیک مدرسه فرصت نوشتن داشت.
رفتنش هم به خاطر کافهنشینی نبود؛ پول نداشت خانه را گرم کند، صبح وسایل گرمایشی را خاموش میکرده تا ظهر، میرفته توی کافه که گرم بوده مینوشت.
او فقط صبحها که بچهاش را میبرد مدرسه، تا ظهر که از مدرسه برگردد، در کافهای نزدیک مدرسه فرصت نوشتن داشت.
رفتنش هم به خاطر کافهنشینی نبود؛ پول نداشت خانه را گرم کند، صبح وسایل گرمایشی را خاموش میکرده تا ظهر، میرفته توی کافه که گرم بوده مینوشت.
یک دقیقه بیشتر برای ما که کل عمرمون برفناست؛ فقط خسارته
یک دقیقه بیشتر برای ما که کل عمرمون برفناست؛ فقط خسارته