کاتبِ دُکانِ مِی‌فروش...
banner
songsofsongs.bsky.social
کاتبِ دُکانِ مِی‌فروش...
@songsofsongs.bsky.social
که خوردم از دهان بندی در این دریا کفی افیون...
هشیارم شبیه مست‌ها ست...
January 19, 2024 at 6:15 PM
چرا باید هر روز به تو فکر کنم
من که جا ندارم تو دنیای تو...

#از_شنیده‌ها
January 18, 2024 at 7:34 AM
۱۴۰۲. ۰۸.۲۴

امروز خیلی تلخ و سردم. دلم رو شکستن و حقم رو خوردن و صدام به هیچ‌جا نمی‌رسه توی شرکتم و از ناراحتی قلبم فشرده شده.
به تو فکر می‌کنم، به آروم بودنت، به وقارت و امنیت آغوشت که هیچ وقت تجربه‌ش نکردم.
به تو فکر می‌کنم و قلبم کمی آروم می‌شه.
حتی فکر کردن بهت حالم رو خوب می‌کنه.
دوستت دارم...
November 15, 2023 at 10:04 AM
اومدم دم کلاست، اومدم بالا سلام و احوال‌پرسی کردیم.
وقتایی که نمیای پایین می‌ری رو پشت بوم.
سیگار می‌کشی و غروب آفتاب رو نگاه می‌کنی و گاهی که شبه ماه رو.
شازده کوچولوی منی :)))

هنوزم تو شب‌هات اگه ماهو داری...
October 30, 2023 at 8:09 AM
۰۷.۰۸.۴۰۲

امروز متیو پری فوت کرد.
درباره‌ش تو اتاق اساتید حرف که می‌زدی دستات درگیر هم بودن، یه کشی دور دستات پیچیده بودی، دستات یه لرزش خفیفی داشت.
احساس کردم دلت می‌خواد درباره‌ش حرف بزنی با کسی.
کاش با من حرف می‌زدی چون من دلم می‌رفت باهات درباره‌ش حرف بزنم.
سراغ تو بگیرم، حرف بزنی بام...
October 30, 2023 at 7:52 AM
۰۴.۰۸.۴۰۲

سراغ‌مو گرفتی بالاخره :)

از شوق شام نتونستم بخورم و ساعت سه شبه و هنوز نخوابیدم...
October 26, 2023 at 10:57 PM
۰۱.۰۸.۴۰۲

دلم برات تنگ شده.
خیلی!
تو چرا دلت برام تنگ نمی‌شه؟
خوش به حالت که این‌قدر رهایی...
من بهت که فکر می‌کنم گریه‌م می‌گیره!
به جویده اسم "صفا" و "اشرف" گفتنت که یادم می‌افته گریه‌ام می‌گیره!
به لبخندت تو سلام و خداحافظی‌ها که یادم می‌افته گریه‌ام می‌گیره.
دلم برات تنگ شده.
October 23, 2023 at 6:43 PM
۲۷.۰۷.۴۰۲

دوری بین من و تو دوری ماهی و دریاست...

من ماهی‌ام!
خوش به حالت که ماهی نیستی :)
October 19, 2023 at 6:49 PM
۲۶.۰۷. ۴۰۲

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی...
October 18, 2023 at 2:44 PM
۲۵.۰۷.۴۰۲

دی‌شب حدوداً سه ساعت حرف زدیم. واقعاً حرف زدیم. برای اولین بار یه متن بلند نوشتی و کلی حرف‌های دل‌گرم‌کننده از هم شنیدیم.
بعضی جاها هنوز جای زخم روزگار دور روی تن روحت پیداست، من همه تلاشم رو می‌کنم تا مرهم این زخم‌ها باشم...

از کم‌خوابی دیشب چشمام گود شده :))
هزار گله دُرنا فدای وسعت آبی...
October 17, 2023 at 4:58 AM
۲۳.۰۷.۴۰۲

ازم می‌پرسی چطورم.
جوابی که دوست دارم بدم: عاشقت...
جوابی که می‌دم؟
خیلی ممنون، خدا رو شکر، خوبم.

عبدالرحمن محمد تو گوشم لوءلوء المنضود رو می‌خونه و تو لوءلوء منضود قلب کوچک منی که انگار عشقت انقدر بزرگه که توی قلب من جا نمی‌شه!
October 15, 2023 at 9:56 AM
۲۲.۰۷.۴۰۲
بعد از یه هفته امروز حالت بهتره، می‌گی و می‌خندی. کلاهت رو برداشتی، اون پیرهن زرد، طوسی، سفیدت تنته با تی‌شرت زردت.
دنیا دنیا خوش‌حالم و حالم بهتره نسبت به صبح.
واقعا فکر نمی‌کردم یه روز با رنگ تی‌شرت و تغییر خلق و خوی کسی این‌جوری خوش‌حال شم :))
ببین کاراتو...
October 14, 2023 at 2:39 PM
۲۲.۰۷.۴۰۲

امروز خیلی تلخ و تاریک بودم.
نمی‌دونم چه‌طور شو یهو پیام دادی و حال‌مو پرسیدی بهت راست شو گفتم.
گفتم دلم می‌خواد ۴۸ ساعت بمیرم و دوباره برگردم.
گفتی می‌فهمی چی می‌گم.

حدس بزن کی حالش بهتر شده :))
الان نور، نورانی‌تر و چمن‌زارها سبزترن...
ممنونم.
October 14, 2023 at 10:18 AM
دلمو می‌شکنی...
:)
October 13, 2023 at 6:52 PM
۴۰۲.۰۷.۲۱
جمعه‌ای پا شدیم اومدیم سر کار.
چقدر تلخی به طور کلی و در عین حال چقدر جنتملن تو برخورد با پدر یکی از بچه‌ها.
تی‌شرتت ساده‌ست و رنگش مثل همیشه تیره‌ست، سر آستینت یه تیکه خیلی خیلی کوچیک نارنجی داره و می‌دونی حتی همینم بهت میاد؟
فقط جوری که بیست نفری نشستیم و داریم آهنگای تو رو می‌شنویم...
:))
October 13, 2023 at 2:37 PM
قیافه‌مو کج و مظلوم کردم وقتی پرسیدم داری می‌رین خونه و گفتی آره...
نزدیک به چند میلی ثانیه لب‌هات شکل لبخند به خودشون گرفتن.

همین کافیه :))
October 12, 2023 at 4:33 PM
۲۰.۰۷.۴۰۲
پنج‌شنبه‌ست و باید تا ساعت ده سرکار باشیم.
همیشه فکر می‌کردم این‌جا رو دوست دارم و شبیه خونه‌ست.
تو ساعت ۷ رفتی ولی برخلاف همیشه من موندم.
احساس غربت داره خفه‌م می‌کنه.
این‌جا خونه بود، چون تو این‌جا بودی...
حالا که نیستی انگار هیچ رشته‌ی پیوندی منو به این‌جا وصل نمی‌کنه.
سرده، بی‌روحه و بدون زندگی!
October 12, 2023 at 4:30 PM
۰۲.۰۷.۱۸
فکر کنم دستم برات رو شده دیگه.
فدای سرت :)
من دور وایمیستم ولی حواسم هست بهت حیف که کاری ازم برنمیاد.
دوباره اون کلاهت رو کردی سرت، حوصله آدما رو نداری، دوباره نمی‌شه دیدت...
بهت گفتم اگه زودتر از ۴۶ سال دیگه بمیری، خودم می‌کشمت :))
جدی گفتم.
October 10, 2023 at 8:36 PM
هیجده مهر:
صبح مو با دیدن ریلزهایی شروع کردم که دیشب فرستادی‌شون...
یکی‌ش شجریانه.
می‌خونه: تو کافر دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم...

اگر بدونی چقدر دلم می‌خواد فکر کنم این شعر، حرف دلته نه فقط چون می‌دونی شجریان رو دوست دارم!

هیچی دیگه از صبح منتظر دیدنتم.
هوایی‌ام انگار :))
October 10, 2023 at 7:39 AM
سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد...

ببین مثلاً امروز اون‌جا نیستم و نمی‌بینمت الان کلی دلتنگ و بی‌انگیزه افتادم گوشه اتاق!
October 9, 2023 at 3:30 PM
برای اولین بار فامیلی‌مو بدون "خانم" گفتی...

،فامیلی‌م چقدر قشنگ و آهنگینه!
:)
October 9, 2023 at 11:13 AM
پونزده مهرماه:
بعد از سه روز دیدمت، از سفر برگشتم، انگار ده روز از آخرین باری که دیدمت می‌گذشت.
چقدر طول کشید ندیدنت...
با این حجم از دلتنگی برگشتم و نتونستم بهت بگم:
"سلام عزیز دلم! دلم برات تنگ شده بود."
نتونستم بغلت کنم.
همه‌ی شوقم رو ریختم تو صدام و "خیلی ممنون" گفتنم وقتی گفتی رسیدن به خیر...
October 9, 2023 at 11:12 AM
امروز هشت مهرماه تو آسانسور بهت گفتم خیلی سرحال‌تر شدی، تابستون اصلاً حوصله آدما رو نداشتی.
گفتی بستگی به آدمش داره...
دو دو تا چهارتا کردم نتونستم بفهمم من جزوشون بودم یا نه!
علی‌الحساب دیگه بازم بیش‌تر از قبل کنار می‌کشم.
دیگه چیکار کنم؟

من رشته محبت تو را پاره می‌کنم
شاید گره خورد به تو نزدیک‌تر شوم...
September 30, 2023 at 7:34 PM
می‌شه این‌قدر برای خودت کار و زندگی نداشته باشی؟
یا حداقل من بخشی از کار و زندگیت باشم؟!
September 30, 2023 at 6:34 AM
بوی عطر دست‌هات مونده بود روی ظرف ذرت...

چرا باید ظرف‌ها رو شست؟!
September 30, 2023 at 6:33 AM