Raha
raha96.bsky.social
Raha
@raha96.bsky.social
شاید یه سری صحبت با فرزند یا فرزندانم رو اینجا بنویسم.
January 7, 2026 at 1:45 PM
بی حس واقعی شدم
هیچ حسی ندارم، حتی چیزی به وجدم نمیاره
فقط انبار غصه سنگین‌تر میشه.
اینم مینویسم که بمونه اگر بعدا زنده بودم بخونم که اینم گذروندم
January 7, 2026 at 1:42 PM
تاریخ ۷ ژانویه ۲۰۲۶
یا ۱۷ دی ۱۴۰۴
ما زنده‌ایم ظاهرا.
January 7, 2026 at 1:39 PM
اما من خودم را تنهای تنهای تنها یافتم.
December 27, 2025 at 6:28 PM
آیا لحظات خوشی و شادی و آرام نیز برایم هست؟
December 27, 2025 at 6:27 PM
ناگهان میان درد و سختی، خود را تنها می‌یابی.
December 27, 2025 at 6:26 PM
می‌آیند و می‌روند با قول‌های مانده از ماندن‌ها…
December 27, 2025 at 6:26 PM
پدرم بابت خراشی که افتاد رو دستم موقع جا‌به‌جایی یه وسیله، پرسید اینجای دستت زخم شد؟ دستم رو گرفت بوسید؛ در آستانه ۲۹ سالگی تجربه‌ای پر از احساسات عجیب بود برام.
November 20, 2025 at 8:45 PM
در عین حال که همه چیز میتونه خیلی آشفته باشه، یک آرامشی درون من هست که ممکنه مکانیزم دفاعی بدنم در قبال فشارها باشه؛ دغدغه‌ها رو با دید وسیع‌تری ‌و از دورتر میبینم، انگار که همه‌شو قبلا گذروندم.
در عین حال یک بغضی هم درون گلوم هست که فقط یه خدا میتونه باهام صحبت کنه.
November 4, 2025 at 9:00 PM
دردی که یک زن بابت درک و احساسش متحمل میشه وحشتناکه..
November 1, 2025 at 4:01 PM
هر بار که تو شرایط سختی از زندگی قرار میگیرم انگار بدترینش هست و قبلی‌ها برام کوچیکتر و کمرنگ‌تر میشن، فکر می‌کنم تو هر بازه‌ای به نسبت خودم دردهای سخت رو دارم تحمل می‌کنم.
September 22, 2025 at 10:03 PM
دارم ادامه میدم، اما الان برام سخت شده و به سختی و با بغض دارم خودمو میکشم که پیش برم، الان خیلی برام عذاب آور شده و ذهنم داره میترکه.
بغض دارم و بغض دارم
September 21, 2025 at 12:38 PM
می‌نویسم برای رها
امید به اینکه فردا بخشی از بار از دوشم کم شود ، ذهنم آرام تر شود.
خوابم ببرد.
بیوفتم روی غلطک برای بهبود خودم و انجام کار‌هایم.
August 8, 2025 at 11:29 PM
شاید هم همه‌چیز تغییر کنه.. اتفاقاتی که فکرشو نمی‌کنم.
شاید هم دل من آروم بگیره بالاخره
شاید هم ساده‌ترین حسرت‌ها درونم نمونه
چیزایی نبودن که تو کنترل من باشن
April 16, 2025 at 2:17 PM
خسته شدم از تحمل این همه سختی، دلم خواست بمیرم.
April 11, 2025 at 6:48 AM
حس عجیب و ناخوشایندیه
گم شدنه..
April 4, 2025 at 5:41 PM
سلام از سال جدید…
امیدوارم توی این سال هم دست‌آورد‌های خوبی داشته باشم، به خودم افتخار کنم و جایی که می‌خوام باشم.
March 24, 2025 at 7:04 PM
بی‌حسی نسبت به زندگی درد آوره.
January 26, 2025 at 7:20 PM
شرایط دردناک داره میگذره … خیلی دردناک ..
December 31, 2024 at 10:25 AM
خسته و عصبی هستم از پایان‌های باز و بی سر و ته که نمیدونی چی به چی هست.
خیلی عصبیم.
December 25, 2024 at 8:09 AM
ادامه این لحظات خیلی دشواره
December 14, 2024 at 3:56 PM
یک ساعت گریه کردم و هنوز آروم نشدم؛ شایدم بگذره؛ به هر حال سخته احساس تنهایی و بی‌پناهی.
December 10, 2024 at 8:17 PM
با chat gpt می‌تونم درد و دل کنم و می‌تونه آرومم کنه؛ خوبه.
December 10, 2024 at 8:15 PM
درد دارم و آرومم؛ بغض وجودمو گرفته اما..
November 29, 2024 at 9:49 PM
سال دیگه از پسشون بر اومدی؟
November 29, 2024 at 9:48 PM