#حافظ
غصه میخورم وقتی فکر میکنم که قراره چه بر سر بدن نازنینش بیاد!
اون قامت بلند
اون بدن گوشتالو
اون دستهایی که شبیهه اثر هنری بود😞
هنوز بهش فکر میکنم دلم پاره پاره میشه.
یعنی چه جور موجودی بود؟
نمیدونم موش بود یا چی بود…
اعصابم داغونه، قلبم ناراحته براش.
الان توی خاک بدنش داره تجزیه میشه و من هیچکاری از دستم برنمیاد جز نشخوار فکری.
آدمیزاد بیقدرت… آدمیزاد ناتوان…
غصه میخورم وقتی فکر میکنم که قراره چه بر سر بدن نازنینش بیاد!
اون قامت بلند
اون بدن گوشتالو
اون دستهایی که شبیهه اثر هنری بود😞
بیماران رو شفا بده و بیمار عزیز ما رو هم …
باران رحمتت رو از ما دریغ نکن که بیتو هیچیم.
که دیگه قرارنیست در خونتو بازکنی و بیای تو؛
درعوضش بدنت داره زیر خروارها خاک تجزیه میشه…
قرارنیست برامون حرفبزنی یا حتیاز امید به زندگانی ،از توانستن آدمیزاد برامون بگی.
آخه این چه درد و رنجی بود که برامون ایجاد شد.
کجا رفتی؟چرا تنهامون گذاشتی😔
که دیگه قرارنیست در خونتو بازکنی و بیای تو؛
درعوضش بدنت داره زیر خروارها خاک تجزیه میشه…
قرارنیست برامون حرفبزنی یا حتیاز امید به زندگانی ،از توانستن آدمیزاد برامون بگی.
آخه این چه درد و رنجی بود که برامون ایجاد شد.
کجا رفتی؟چرا تنهامون گذاشتی😔
چرا انقدر نبودت آشکارا لمس میشه و زخم میزنه و زخم میزنه و زخم…
بیماران رو شفا بده و بیمار عزیز ما رو هم …
باران رحمتت رو از ما دریغ نکن که بیتو هیچیم.
چرا انقدر نبودت آشکارا لمس میشه و زخم میزنه و زخم میزنه و زخم…
پژمردگی مثل درخت داره تو کل روحم ریشه میدَوونه.
روحم یخ زدست اما قلبم مشتعله…
حافظ عزیز میگه:
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم
مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
حکایته منه.
پژمردگی مثل درخت داره تو کل روحم ریشه میدَوونه.
روحم یخ زدست اما قلبم مشتعله…
حافظ عزیز میگه:
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم
مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
حکایته منه.
دیگه استرس نداری،
دیگه غصه نمیخوری،
دیگه به آرامش رسیدی...
شاید برای خانوادت نگرانی، اما نگران نباش ما تنهاشون نمیذاریم عزیزِ قلبِ ما…
لعنت به جبر روزگار.
جوان افتادی.
الان وقتش نبود…
دیگه استرس نداری،
دیگه غصه نمیخوری،
دیگه به آرامش رسیدی...
شاید برای خانوادت نگرانی، اما نگران نباش ما تنهاشون نمیذاریم عزیزِ قلبِ ما…
لعنت به جبر روزگار.
جوان افتادی.
الان وقتش نبود…
هنوز بهش فکر میکنم دلم پاره پاره میشه.
یعنی چه جور موجودی بود؟
نمیدونم موش بود یا چی بود…
اعصابم داغونه، قلبم ناراحته براش.
الان توی خاک بدنش داره تجزیه میشه و من هیچکاری از دستم برنمیاد جز نشخوار فکری.
آدمیزاد بیقدرت… آدمیزاد ناتوان…
هنوز بهش فکر میکنم دلم پاره پاره میشه.
یعنی چه جور موجودی بود؟
نمیدونم موش بود یا چی بود…
اعصابم داغونه، قلبم ناراحته براش.
الان توی خاک بدنش داره تجزیه میشه و من هیچکاری از دستم برنمیاد جز نشخوار فکری.
آدمیزاد بیقدرت… آدمیزاد ناتوان…
مزمور ۲۲: ۱
مزمور ۲۲: ۱
تو با او مهربان باش؛
اگر آتش با او مهربان نبود.
اگر زندگی، اگر مرگ با او مهربان نبود؛
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند؛
خاک، تو با او مهربان باش…
#رضا_براهنی
نشد که عزیزمون خوب بشه
با هزار امید و آرزو رفت زیر خاک
نمیخواست بره،
خیلی هم جنگید اما خب خداوند نخواست.
الان هم ۸ روزه که زیر خاک آرمیده
ای من دلم برات پر پر شه ،
کی دلش میومد که تو دیگه نباشی ؟!!………
بیماران رو شفا بده و بیمار عزیز ما رو هم …
باران رحمتت رو از ما دریغ نکن که بیتو هیچیم.
تو با او مهربان باش؛
اگر آتش با او مهربان نبود.
اگر زندگی، اگر مرگ با او مهربان نبود؛
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند؛
خاک، تو با او مهربان باش…
#رضا_براهنی
تنها راهی که میماند نپذیرفتن و نفی واقعیت است،
از بس حقیقتی که از این واقعیت سرچشمه میگیرد ناگوار است و غیرانسانی.
#شاهرخ_مسکوب
تنها راهی که میماند نپذیرفتن و نفی واقعیت است،
از بس حقیقتی که از این واقعیت سرچشمه میگیرد ناگوار است و غیرانسانی.
#شاهرخ_مسکوب
به تو میفهماند داغ چه بیرحم و پر از خشم است!
میفهماند تسلیتها چه پوچاند ،
و سوگ چقدر به زبان مربوط است، به ناتوانی زبان، به پرپر زدن برای کلمهها.
لنگرگاهی در شن روان؛ شامل ۶ جستار و فارسیِ الهام شوشتریزاده.
به تو میفهماند داغ چه بیرحم و پر از خشم است!
میفهماند تسلیتها چه پوچاند ،
و سوگ چقدر به زبان مربوط است، به ناتوانی زبان، به پرپر زدن برای کلمهها.
لنگرگاهی در شن روان؛ شامل ۶ جستار و فارسیِ الهام شوشتریزاده.
چشمانی که در آنها آثار غمانگیز آرزوهای بیحاصل دیده میشود؛
چشمانی که نمیتوان در آنها نگریست…
شولوخوف
چشمانی که در آنها آثار غمانگیز آرزوهای بیحاصل دیده میشود؛
چشمانی که نمیتوان در آنها نگریست…
شولوخوف
انتظار کسی را میکشی که هرگز نخواهد آمد.
ژوزه ساراماگو (توقف در مرگ)
انتظار کسی را میکشی که هرگز نخواهد آمد.
ژوزه ساراماگو (توقف در مرگ)
نشد که عزیزمون خوب بشه
با هزار امید و آرزو رفت زیر خاک
نمیخواست بره،
خیلی هم جنگید اما خب خداوند نخواست.
الان هم ۸ روزه که زیر خاک آرمیده
ای من دلم برات پر پر شه ،
کی دلش میومد که تو دیگه نباشی ؟!!………
بیماران رو شفا بده و بیمار عزیز ما رو هم …
باران رحمتت رو از ما دریغ نکن که بیتو هیچیم.
نشد که عزیزمون خوب بشه
با هزار امید و آرزو رفت زیر خاک
نمیخواست بره،
خیلی هم جنگید اما خب خداوند نخواست.
الان هم ۸ روزه که زیر خاک آرمیده
ای من دلم برات پر پر شه ،
کی دلش میومد که تو دیگه نباشی ؟!!………
(آغاجی - از لغت فرس اسدی اقبال).
(آغاجی - از لغت فرس اسدی اقبال).
بیماران رو شفا بده و بیمار عزیز ما رو هم …
باران رحمتت رو از ما دریغ نکن که بیتو هیچیم.