Maral
banner
mar6.bsky.social
Maral
@mar6.bsky.social
در مسیر تحقیقاتم راجع به لعاب عدسی، خاله‌م و زن‌داییم متفقاً گفتن یه مشت لپه‌باقالی بریز توش. گویا روش مامان‌بزرگم این بوده. امشب امتحان کردم و خیلی خوب شد. آرد و نشاسته و سیب‌زمینی و اینا هیچ‌کدوم انقدر خوب عمل نمی‌کنن.
November 29, 2025 at 4:54 PM
خواهرزادۀ تازه‌فرنگ‌رفته‌م پیام داد اختصاصی حال احوال کردیم و دل این خالۀ پیر منزویشو شاد کرد.

آه.
🤧😭
November 29, 2025 at 2:12 PM
نصفه‌شبی سوپ رقیق عالی‌ای درست و نوش جان کردم.
کاش روم می‌شد غذاهای زیبامو برای کسی غیر از این مرد هم بپزم.
November 28, 2025 at 8:26 PM
چند روزه همه‌ش خوابای استعاری نسبتاً گل‌درشت می‌بینم؛ نردبون، چاه، راه بسته، اثاث‌کشی، سوسک در ظرف کیک، دشمن سابق، بابام که صاف و چاق و براقه، مامانم با موی رنگ‌کرده، خواهرام، پاره شدن ژاکت قشنگم که مال مامانم بوده و هزاران موتیف از این دست. 😵‍💫
November 28, 2025 at 8:03 AM
از مرتب کردن آشپزخونه بیزارم.
از چه کاری بازاری عیزم؟
November 27, 2025 at 7:10 PM
خواب می‌دیدم توی مهمونی یه بشقاب کیک و شکلات خوشمزه دارم که از لحظه‌ای که میزبان از جعبه درشون آوردچشمم بهشون بود. بعد که اومدم بخورم خامه‌ها یه کمی آب شده بودن و یه سوسک توشون شناور بود. بازم یه تیکه خوردم ولی نتونستم ادامه بدم. اسم کیکه کیک رویال بود😕
November 26, 2025 at 7:25 AM
با این وضع تنفس و سرفه‌م ظهری زدم یه شیشه عطر هم شیکوندم و هرچی بهتر شده بودم، خنثی شد. 🤧
November 24, 2025 at 8:07 PM
والا من که می‌گم بیاید کادو رو وربندازیم. تهش چیزای کوچیک کاربردی در حد سنجاق سر یا خوراکی به هم بدیم. بار ذهنیش خیلی زیاده، هم کادوی بی‌ربط ندادن هم کادوی بی‌ربط گرفتن.
November 24, 2025 at 8:01 PM
بنده هم لوبیاپلو پختم.
قراره با سالادی از کرفس و گل‌کلم و آب نارنج بخوریم اگر این مرد از سر کارش پا شه.🕝⏳
November 24, 2025 at 11:02 AM
چند روزه خیلی جدی دارم فکر می‌کنم سودای کارهای دیگه رو از سرم بیرون کنم و جدی بچسبم به همین کاری که چندین ساله دارم سلانه سلانه و در حاشیه انجام می‌دم. یه بیمۀ فلان هم‌ می‌کنم خودمو و زندگی می‌کنم دیگه. وقتی هوا این‌‌قدر آلوده می‌شه، خونه‌نشینی خودش خوشبختی کمی نیست.
November 23, 2025 at 10:37 AM
عزیزان اگر از حال بنده خواسته باشید، دیشب تا ساعت ۴ داشتم سرفه و فین‌فین می‌کردم. بدین صورت که تا سرمو می‌ذاشتم رو بالش با حملۀ سرفه بلند می‌شدم. بعدش خوابیدم تا نیم ساعت پیش که ۲ بعدازظهر باشه. یه جایی بین ۱۰:۳۰ تا ۱۲ سرفه‌م شفا گرفت. الان هم آب جوش اومده پا شم آویشن و به توصیۀ دوستان زنجبیل دم کنم.
November 22, 2025 at 11:10 AM
جپت گفت گلوم رو گرم نگه دارم باعث کم شدن سرفه می‌شه. یه شال بستم دور گردنم و عجبا که واقعاً اثر کرد!
November 21, 2025 at 7:02 PM
جوری خشک خشک سرفه می‌کنم که هر بار منتظرم دستمالم خونی شه و از زندگی قطع امید کنم.
November 20, 2025 at 9:05 PM
روزهای روزه که کمد رو ریخته‌م لباسا رو جابه‌جا کنم ولیکن نمت.

کاش یه تصفیۀ اساسی بکنم کل لباسای زمستونی و تابستونیم اندازۀ همین کمد بشه.
November 20, 2025 at 4:58 PM
بعد از چند میلیون سال رفتم بیرون و نون بربری، کرفس، اسفناج، پرتقال، گریپ‌فروت نارنگی، شلغم و پیاز سیب‌زمینی خریدم.

تا یه مدت آذوقه داریم.
هوا هم تمیز و معتدل بود.
November 19, 2025 at 9:30 AM
چرا تو کتۀ نازنینم آب مرغ ریختم؟

یا به بیان بهتر، چرا فکر کردم پیاز (و در مرحلۀ بعد پودر پیاز) اون بوی گند رو می‌گیره؟
November 18, 2025 at 10:45 AM
باز سرما خوردم 🙄
November 17, 2025 at 9:43 AM
یه طوری شده که وقتی کار بیات‌شده و زمین‌مونده تو دست‌ و بالم نیست، خودمو نمی‌شناسم.
November 16, 2025 at 6:25 PM
ولی چون نمی‌تونم غر نزنم، باید بگم سفر فشردۀ جاده‌ای با آدمایی که مفهوم سفر براشون فرق داره رو دیگه تا آخر عمرم نمی‌خوام‌ تجربه کنم.
همه جام درد می‌کنه و زندگی ترکیده.
در همین گیر و دار رفتیم یه کم پاییز دیدیم.
November 15, 2025 at 6:18 PM
در همین گیر و دار رفتیم یه کم پاییز دیدیم.
November 15, 2025 at 2:58 PM
توی همون گروهه یکی اومد از دهن‌سرویسیایی که این پسر کشیده بود، نوشت. بعد دیدم ماها چه‌قدر توی «تحلیل» خودمیان‌بینیم و چه‌قدر امتیازهای خودمون رو فراموش می‌کنیم.

(یکی رو می‌شناسم اصرار «تحلیلی» داره که بی‌ثبات‌کاری خیلی هم خوبه و آزادی و انعطاف و کوفت میاره، درحالی‌که خودش خونۀ مناسب و والدین پولدار داره).
November 12, 2025 at 10:25 PM
با فؤاد شمس توی این گروهه هم‌گروه بودیم. 😭😥
November 12, 2025 at 12:58 PM
کتابه تموم شد.
🤲🏻🤧🥴
November 12, 2025 at 10:54 AM
الان فهمیدم برسام اسم یه مریضیه.
بر (سینه) + سام (آماس)
November 11, 2025 at 9:15 PM
کاش یه درمانی برای این این ناتوانی بیمارگونۀ من در برنامه‌ریزی پیدا شه.
همیشه در حال جون کندن و دور خود چرخیدن و همیشه از همۀ کارا عقبم 😣😖
November 11, 2025 at 7:07 PM