Taehkookz daughter
banner
likeyuki.bsky.social
Taehkookz daughter
@likeyuki.bsky.social
Desire in Marseille or maybe yuki look for her itsuomi san!
+شده گاهی افسوس بخوری که چرا محکم‌تر به آغوش نگرفتیش؟ یا چرا طولانی تر عطر پر از آرامشش رو نفس نکشیدی؟
April 25, 2025 at 9:07 AM
-اگه می‌تونستم کاری کنم که به جای تو من درد بکشم انجامش می‌دادم...
April 25, 2025 at 9:07 AM
هم گروهیام اینطورین که
فهیمه که فک میکنه اسمونو پاره کرده و خیلی چیزا بلده
جهانی که کلا اعصاب نداره و پر استرسه
منم که بی عارر
پسرا هم که کلا از ما به دورن خدایااا
April 25, 2025 at 9:00 AM
به ادمی که تو موقعیت تو قرار گرفته و حرفه خودتو به خودت برمیگردونه چی میگن؟
April 25, 2025 at 8:59 AM
April 25, 2025 at 8:48 AM
April 25, 2025 at 8:48 AM
یکم از عکسای عید
April 25, 2025 at 8:47 AM
April 25, 2025 at 8:47 AM
April 25, 2025 at 8:46 AM
وای وای از این مریض انقدر instable بود که من میترسیدم همین الان arrest کنه تا حالا همچین قلبی ندیده بودم
April 25, 2025 at 8:45 AM
یه نمونه از پای دیابتیه خوب
April 25, 2025 at 8:44 AM
از دور نگاهش کردم. لبخند میزد؛ نه برای من، ولی هنوز دلم می‌لرزید.
April 25, 2025 at 8:43 AM
قشنگ تو این مودم
April 11, 2025 at 7:28 PM
لعنت به این تایم از ماه
April 11, 2025 at 7:26 PM
خستگیی این روزا تا ده سال حداقل قراره ادامه داشته باشه گاددد
April 9, 2025 at 7:22 AM
پشمامم وایییی هنوز از این ترکیب نادر در عجبممم امیرو کفش دوزک پشماممممم
April 9, 2025 at 7:21 AM
از کل عید بازی کردن با بچه کوچولو هاکتاب خوندن و دوس داشتمممم
منتظرم عید برسه یه همچین تصویر خوشگلی درست کنم که بشه استراحت واسه شش ماه دوندگی
April 9, 2025 at 7:20 AM
یه همچین بغلی
February 23, 2025 at 8:44 PM
منتظرم عید برسه یه همچین تصویر خوشگلی درست کنم که بشه استراحت واسه شش ماه دوندگی
February 23, 2025 at 8:44 PM
February 23, 2025 at 8:42 PM
چه شب‌های خسته‌کننده و تیره‌ای...

غمگین‌ترم می‌کنن
February 23, 2025 at 8:42 PM
این روزا عجیب مغزم درگیره
درگیره بخش جدید
درگیره امتحانای قبلی
و درگیریه عمیقی که انگار دارم سالگرد یه ترومایی رو میگذرونم
February 23, 2025 at 8:42 PM
کیم تهیونگی که تو باشیی مردد
February 23, 2025 at 8:41 PM
فالِزیا یعنی یه جور حس عجیب و اضطراب‌آور که ممکنه بفهمی کسی که برات خیلی مهمه، تو براش همون اندازه مهم نباشی!
February 19, 2025 at 6:58 PM
راستش بیش از هر چیزی از اعتماد کردن دوباره به آدم‌ ها میترسم. آدم‌ ها مرا نا امید میکنند و مرا بیشتر به سمت انزوا هل میدهند. امیدی که من دو دستی و محکم نگهش میداشتم را، آدم‌ ها با یک حرف نابود میکردند.
February 19, 2025 at 8:48 AM