ispleased.bsky.social
@ispleased.bsky.social
۵/ عمری هست که شتاب دارم. باید از این همه تمنا برای رسیدن دست بردارم و به به یاد آورم که کسی از صرف‌نظر کردن لذت منظره سودی نبرده. به آنی هست.
February 4, 2025 at 3:00 AM
۴/شتاب دارم. مجاورت اقیانوس هم نتوانست آرامم کند. آرام هستم اما در جلد. چند ورق بزنی دستت می‌آید که من برای هرچیزی شتاب دارم. فراموشکارِ شتابکارم. به لحظه‌ای خوشم. به ثانیه‌ای ولع دارم. به دقیقه‌ای ناامیدم. به ساعتی فراموشکارم.
February 4, 2025 at 3:00 AM
۳/رفتن کوتاه از جایی و دوباره برگشتن به عرض و طولش. لس‌آنجلس در شب مه‌آلود است و نخل‌ها تار دیده می‌شوند. نزدیک به نیمه‌شب است و به خانه‌ام که به لب اقیانوس نزدیک است بر می‌گردم. به قول مسکوب “دیروقت شب است. باید به پاریس برمی‌گشتم. اما لیلا از پاریس هم زیبا‌تر است” – کمی شبیه به این.
February 4, 2025 at 3:00 AM
۲/شهر شیکاگو قدم زدن بر خودش را به قیمت یک سفر به عصر طلای آمریکا به پرسه‌زن می‌فروشد. حداقل برای من که اینطور است، مردهای زیادی دارد که شبیه به بارتلبی محررند، همان حدود اوایل قرن بیست.
February 4, 2025 at 3:00 AM