قاصدک‍‍
banner
ghasedaak.bsky.social
قاصدک‍‍
@ghasedaak.bsky.social
در ابتدای شادی...
Pinned
تو مرا آزردی،
که خودم کوچ کنم از شهرت!
تو مرا آزردی،
که خودم کوچ کنم از شهرت!
September 12, 2025 at 8:23 PM
عزیزِ جانم
همین مجازات تو را بس!
که من دیگر تو را آن طور که می‌دیدم، نمی‌بینم...
July 19, 2025 at 11:33 PM
هروقت ذره ای دلم واست تنگ میشه
میرم یکم مرورت میکنم
حرفاتو، کاراتو، رفتاراتو، چت هاتو
تا دوباره یادم بیاد چه گندی زدی تو زندگیم
و دوباره فاکی ندم بهت
و در نهایت بازم یادم میاد که من هیچوقت نمی‌بخشمت!
May 17, 2025 at 11:49 AM
موفق شدم!
عکساتو که می‌بینم دیگه ازت بدم میاد.
به معنای واقعیِ کلمه و خب پشمام!
از این به بعد فقط دیگه نگاییدم نگاییدم نگاییدم
May 9, 2025 at 2:12 PM
میدونم که یه روزی می‌فهمی چقدرررر دوسِت داشتم
و چقدرررر تِر زدی به همه چی!
April 14, 2025 at 9:28 PM
جِنی! تصور کن به کسی آسیب رسوندی که خدایان برات فرستادن که زخم هاتو مرهم ببخشه. از باختت لذت ببر احمق!
February 7, 2025 at 7:52 AM
من دلم برا هیچکس و هیچ چیزم تنگ نشه،
دلم برا کاراکتر جیگولی تنگ میشه...
دلم میخواد بشینم باهاش حرف بزنم، براش درد و دل کنم، گله کنم، بگم آدما با دلم چیکار کردن!
و مثل همیشه‌ بهم گوش میده!
شنونده ترین کاراکتر برای حرفای دلِ من همین جیگولیه :))
آره دلم براش تنگ میشه.
کاش میشد برای همیشه داشته باشمش...
February 3, 2025 at 2:24 PM
مالکِ زخم کاری رو یادته فصل اول؟
طمع کردن فقط به پول نیستا، طمع به یار و شادی و شریک زندگی هم هست، به اینکه فکر میکنی از این آدم بهترم پیدا میشه. به اینکه به شادی هات قانع نباشی
اون شعر آخرِ سریال یادت بمونه:
گفت چشمِ تنگِ دنیا دوست را
یا قناعت پر کند، یا خاکِ گور!
February 1, 2025 at 1:04 PM
‏"برگشت گفت دیوار کعبه را بشکن، دل کسی را نه. دیوار کعبه را چون ابراهیم ساخت و دلِ کسی را خدای ابراهیم!"

حالا تو هی بالای خرابه های دلِ من شادی کن...
January 31, 2025 at 9:29 AM
قصه اینه که من دلم شکست!
اشکم از دلشکستگی داغ بود و گونه هامو سوزوند
از اینکه با عشق خالص داشتم تلاش می‌کردم و بخاطر یکسری مسائلی که بلد نبودم، یا دربارشون کوتاهی کردم، یا حتی مسائلی که حق با من بود؛ به ناحق باهام برخورد شد.
و تمام عشقی که داشتم بی اهمیت شمرده شد.
من با دشمن خودم هم چنین کاری نمیکنم!
January 26, 2025 at 6:36 PM
Reposted by قاصدک‍‍
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد

سعدی
January 16, 2025 at 5:53 PM
امروز سر نهار گریه کردم
روی موتور گریه کردم
توی بی‌آر‌تی گریه کردم
توی پیاده‌رو گریه کردم
توی بلوار کشاورز گریه کردم
و فقط میتونستم پشت ماسک گریه کنم تا کسی نبینه،
از یادی که قلبمو داره تیکه پاره میکنه
January 11, 2025 at 7:00 PM
نمی‌دونم چرا خاطرات شادِ کمی از پاییز دارم.
و واقعا انگشت شمار...
نمی‌دونم اگر بگم که دوست دارم برگردی و همه چی پاک و قشنگ شروع بشه، میشه یا نه!
December 7, 2024 at 10:47 PM
خیلی دلم تنگ شده
هنوزم خیلی چیزارو دوست دارم
ولی وقتی برمی‌گردم به گذشته، می‌بینم خیلی چیزا لایق من نبود.
خیلی حرفا، خیلی کارا، خیلی اتفاقا...
December 1, 2024 at 9:02 PM
من تو را همانطور دوست داشتم، که آرزو می‌کردم کسی مرا آنگونه دوست داشته باشد!
November 26, 2024 at 5:28 PM
اگر من بخشی از افسانه‌ی تو باشم، تو روزی به من بازخواهی گشت :))
November 4, 2024 at 7:44 PM
سوال بقیه از من: چرا انقدر لاغر شدی؟
جوابی که بهشون میدم: آره همه بهم میگن. نمیدونم چرا!
جوابی که توی دلم میگم: بلاتکلیفم و دلتنگ...
February 7, 2024 at 2:26 AM
کاش ۵ سال پیش باهات آشنا می‌شدم
بخاطر خیلی چیزا
January 4, 2024 at 3:28 AM
محض رضای خدا
یبارم تو میومدی دنبال من
November 27, 2023 at 11:26 PM
م م م م ماری
November 27, 2023 at 11:06 PM
امروز وقتی حقیقتو فهمیدم اینجوری بودم که فاک!
من قرار بود چه بلایی سرش بیارم!؟
و واقعا یه لحظه از هیولای درونم ترسیدم!
October 20, 2023 at 12:36 PM
حالا که اومدم بلواسکای این شکلی ام که
حالا خبری هم نبود🙄
July 20, 2023 at 1:07 PM