نگام کن
بزرگ شدم
میتونم دروغ بشنوم و به روی خودم نیارم
میتونم اشکام رو روی بالشم جا بزارم
و صبح به همه لبخند بزنم
حالا تو هی بگو بزرگ شی میفهمی
به خدا بزرگ شدم
ولی نمیفهمم
نمیفهمم چرا با الفبای ِ این آدمها نمیشود نوشت
نگام کن
بزرگ شدم
میتونم دروغ بشنوم و به روی خودم نیارم
میتونم اشکام رو روی بالشم جا بزارم
و صبح به همه لبخند بزنم
حالا تو هی بگو بزرگ شی میفهمی
به خدا بزرگ شدم
ولی نمیفهمم
نمیفهمم چرا با الفبای ِ این آدمها نمیشود نوشت