یجایی سعدی هم انگار خسته شده باشه میگه:
خوش است دردی که باشد امید درمانش.!
ولی ما خوشیم با درد بی درمونت.
یعنی میخوام بگم ما دیگه کی هستیم.
قندو میزنه تو چاییشو میگه:
((سعدیم یجایی میگه))
گهی
بر
درد
بی
درمان
بگریَم
گهی
بر
حال
بی
سامان
بخندَم
شبتون به عشق
به آرامش
و
بخیر..🌱🤍🍂
یجایی سعدی هم انگار خسته شده باشه میگه:
خوش است دردی که باشد امید درمانش.!
ولی ما خوشیم با درد بی درمونت.
یعنی میخوام بگم ما دیگه کی هستیم.
قندو میزنه تو چاییشو میگه:
((سعدیم یجایی میگه))
گهی
بر
درد
بی
درمان
بگریَم
گهی
بر
حال
بی
سامان
بخندَم
شبتون به عشق
به آرامش
و
بخیر..🌱🤍🍂