Music player , Shotokan style karate champion.
Senior member of the engineering system organization .
Atomic power plant reactor building, petrochemical construction and oil and gas refinery, road
امیدوارم که باز هم بتوانیم همدیگر را ملاقات کنیم و این بار بیشتر با هم صحبت کنیم.
امیدوارم که باز هم بتوانیم همدیگر را ملاقات کنیم و این بار بیشتر با هم صحبت کنیم.
در آن لحظه فهمیدم که دوستان دانشگاهی چه جایگاه ویژه ای در قلب من دارند.
با اینکه سالها از آن دوران گذشته بود، اما هنوز هم
احساس صمیمیت و دوستی بین ما وجود داشت.
دیدار کوتاه ما هرچند کوتاه بود، اما خاطره ای ماندگار در ذهن من برجای گذاشت.
در آن لحظه فهمیدم که دوستان دانشگاهی چه جایگاه ویژه ای در قلب من دارند.
با اینکه سالها از آن دوران گذشته بود، اما هنوز هم
احساس صمیمیت و دوستی بین ما وجود داشت.
دیدار کوتاه ما هرچند کوتاه بود، اما خاطره ای ماندگار در ذهن من برجای گذاشت.
بعد از اتمام جلسه آزمون در مورد زندگی، کار و خانواده مان صحبت کردیم. هر دو از مسیری که طی کرده بودیم گفتیم و از چالش ها و تجربیاتمان صحبت کردیم.
خاطرات دوران دانشگاه را زنده کردیم و با هم به آن روزها خندیدیم. دیدن او حس نوستالژی و
عاطفه را در من زنده کرد.
بعد از اتمام جلسه آزمون در مورد زندگی، کار و خانواده مان صحبت کردیم. هر دو از مسیری که طی کرده بودیم گفتیم و از چالش ها و تجربیاتمان صحبت کردیم.
خاطرات دوران دانشگاه را زنده کردیم و با هم به آن روزها خندیدیم. دیدن او حس نوستالژی و
عاطفه را در من زنده کرد.
با خوشحالی و هیجان به سمت من آمد و مرا صدا زد. من نیز با دیدن او لبخندی از ته دل بر لبانم نقش بست.
لحظات اول به احوالپرسی و گپ و گفت کوتاه گذشت. هر دو از دیدن هم خوشحال بودیم و مشتاق بودیم که از حال هم باخبر شویم. هرچند قبلا چندین بار تلفنی تماس داشتیم .
با خوشحالی و هیجان به سمت من آمد و مرا صدا زد. من نیز با دیدن او لبخندی از ته دل بر لبانم نقش بست.
لحظات اول به احوالپرسی و گپ و گفت کوتاه گذشت. هر دو از دیدن هم خوشحال بودیم و مشتاق بودیم که از حال هم باخبر شویم. هرچند قبلا چندین بار تلفنی تماس داشتیم .
سالها از آخرین باری که همدیگر را دیده بودیم می گذشت. هر دو غرق در دنیای خود شده بودیم ودر آن لحظه از حال هم بی خبر بودیم.
سالها از آخرین باری که همدیگر را دیده بودیم می گذشت. هر دو غرق در دنیای خود شده بودیم ودر آن لحظه از حال هم بی خبر بودیم.
زهر مذابم بده که ماء مَعین است
زهر مذابم بده که ماء مَعین است
ما را غم تو برد به سودا، تو را که برد؟
سعدی
• محمدرضا شجریان
• داریوش پیرنیاکان
ما را غم تو برد به سودا، تو را که برد؟
سعدی
• محمدرضا شجریان
• داریوش پیرنیاکان