همون
مبارزهی مسلحانهی خیابانی شکلنمیگیره بهنظرم. کمی شاید بین گروههای خودشون برای قدرت بعد فروپاشی، ولی قبلش بعید میدونم
مبارزهی مسلحانهی خیابانی شکلنمیگیره بهنظرم. کمی شاید بین گروههای خودشون برای قدرت بعد فروپاشی، ولی قبلش بعید میدونم
توی خود دهات ما هم خیلی شلوغبوده. حداقل یه کشته و دو زخمی از یک خانواده. جنازه رو دزدین و دوتا برادر رو دستگیرکردن.
باباشون با اسلحه و قومش رفته (ایل و تبار اینجا بهکارمیاد) جنازهی پسرش رو گرفته بدون غسل اینا خاککرده گفته پسرم پاکه. اینچیزا نمیخواد
اینا رو بابای من میگه که کلاً همه چیز رو مخفیمیکنه و هیچچی نمیگه و حتی از شنود میترسه.
کنترل اطلاعات و شنود و جاسوسی توی شهرهای کوچیک به خصوص نزدیکتر به مرز شدیده، و تا خبرا بیاد بیرون کلی طول میکشه.
جرئتنمیکنم همین رو بگم اونجا چون میریزن سرم
جرئتنمیکنم همین رو بگم اونجا چون میریزن سرم
همین.
همین.
امسال، امشب، تولد پدرش رو اینجوری گرفتن که داداش بزرگه با یه راه مخصوص که داره (نمیتونم بگم چجوری) میتونه به ایران زنگ بزنه
امسال، امشب، تولد پدرش رو اینجوری گرفتن که داداش بزرگه با یه راه مخصوص که داره (نمیتونم بگم چجوری) میتونه به ایران زنگ بزنه
امشب تولد پدرش بود.
پارسال، برای اولین بار از وقتی من پام رو گذاشتم توی این خانواده (که خودش عمریه)، جورشد و همه برای اولین بار دور هم جمعشدیم استانبول. تبدیلش کردیم به
امشب تولد پدرش بود.
پارسال، برای اولین بار از وقتی من پام رو گذاشتم توی این خانواده (که خودش عمریه)، جورشد و همه برای اولین بار دور هم جمعشدیم استانبول. تبدیلش کردیم به
تقریباً یک سالی میشه تصمیم رو گرفتیم. توی این مدت ج.ا. دو بار دیگه اینترنت رو
تقریباً یک سالی میشه تصمیم رو گرفتیم. توی این مدت ج.ا. دو بار دیگه اینترنت رو
درایور همهی بحثها هم خودش بود. ماهی یکبار با برادر-خواهراش صحبت منظممیکنه سر این. آخرش نتیجه این شد که تنها شانسی که شاید پدرومادر راضی بشن به یه اقامت حتی فصلی خارج از ایران اینه که حداقل دوتا از خواهربرادرا نزدیکتر به هم باشن.
درایور همهی بحثها هم خودش بود. ماهی یکبار با برادر-خواهراش صحبت منظممیکنه سر این. آخرش نتیجه این شد که تنها شانسی که شاید پدرومادر راضی بشن به یه اقامت حتی فصلی خارج از ایران اینه که حداقل دوتا از خواهربرادرا نزدیکتر به هم باشن.