خالی میشوم از سایههای دیوار
از خودم از تو
و از نور لبریز میگردم
زه.ره..
خالی میشوم از سایههای دیوار
از خودم از تو
و از نور لبریز میگردم
زه.ره..
این قالی رو تا ته بافتن.
این قالی رو تا ته بافتن.
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
که دانههای کوچک برف هم شادش نمیکند
زه.ره..
که دانههای کوچک برف هم شادش نمیکند
زه.ره..
کرمهای دندان هم دل دارند.
کرمهای دندان هم دل دارند.
دست خودم سپار هرزه کابوست
با قلب من بخوان ترانه شبها را
در من بریز کام لب نوشت
دیوانه کن نفس سربی من را
آشفته کن تن رسوای تنپوشت
برهم بریز موی مرا از نو
تکرار کن هوس کهنه خاموشت
نبض مرا بگیر دست خودت اینبار
جان مرا بریز نرم در گوشت
زه.ره..
دست خودم سپار هرزه کابوست
با قلب من بخوان ترانه شبها را
در من بریز کام لب نوشت
دیوانه کن نفس سربی من را
آشفته کن تن رسوای تنپوشت
برهم بریز موی مرا از نو
تکرار کن هوس کهنه خاموشت
نبض مرا بگیر دست خودت اینبار
جان مرا بریز نرم در گوشت
زه.ره..
سال نو مبارک جونتون ❤️✨
2026🌱
سال نو مبارک جونتون ❤️✨
2026🌱
ناگه برود ز تن روانِ پاکت
بر سبزه نشین و خوش بِزی روزی چند
زآن پیش که سبزه بَردَمد از خاکت
#خیام
رباعی ۱۳
ناگه برود ز تن روانِ پاکت
بر سبزه نشین و خوش بِزی روزی چند
زآن پیش که سبزه بَردَمد از خاکت
#خیام
رباعی ۱۳
برای خودم برای تو
برای خندیدن
برای خودم برای تو
برای خندیدن
شعر میشود
یا میشود لمسی لطیف
شبیه آرامش
مثل قصهای
که برای کودک بیخواب میگویی
تا بهانههایش را
بگذارد زیر بالشش
برای فردا
زه.ره..
شعر میشود
یا میشود لمسی لطیف
شبیه آرامش
مثل قصهای
که برای کودک بیخواب میگویی
تا بهانههایش را
بگذارد زیر بالشش
برای فردا
زه.ره..
الان که از خستگی بیاندازه مغزم رفته رو اتوپایلوت🥲جدول حل میکردم نوشته بود Animal Doctor و من با علم به vet بودن جواب، نوشتم Got با پس زمینه دکتر پسرشجاع
Goat هم نه چون جا نمیشد و مجبور بودم 🤦🏻♀️😅
الان که از خستگی بیاندازه مغزم رفته رو اتوپایلوت🥲جدول حل میکردم نوشته بود Animal Doctor و من با علم به vet بودن جواب، نوشتم Got با پس زمینه دکتر پسرشجاع
Goat هم نه چون جا نمیشد و مجبور بودم 🤦🏻♀️😅
که از تراکم اندیشه های پست تهی باشد
با من رجوع کن
با من رجوع کن
به ابتدای جسم
به مرکز معطر یک نطفه
به ابتدای جسم
به لحظه ای که از تو آفریده شدم
۸ دی زادروز فروغ فرخزاد✨
که از تراکم اندیشه های پست تهی باشد
با من رجوع کن
با من رجوع کن
به ابتدای جسم
به مرکز معطر یک نطفه
به ابتدای جسم
به لحظه ای که از تو آفریده شدم
۸ دی زادروز فروغ فرخزاد✨
ماییم که از پسشان برنمیآییم
پس خودمان را
میکوبیم به دیوار بیتفاوتی
هرچند جای ضربه دیوار
روی پیشانیمان را
خود نبینیم
اما آینه
خوب میبیند
زه.ره..
ماییم که از پسشان برنمیآییم
پس خودمان را
میکوبیم به دیوار بیتفاوتی
هرچند جای ضربه دیوار
روی پیشانیمان را
خود نبینیم
اما آینه
خوب میبیند
زه.ره..
نگاهش کردم و خندیدم
زه.ره..
نگاهش کردم و خندیدم
زه.ره..
من مفتخرم به جان دیوانه خود
زه.ره..
من مفتخرم به جان دیوانه خود
زه.ره..
پارسال وقتی بهش حمله دست داد و سرم فریاد میکشید کنارش نشستم آرومش کردم بعد فلاسک قهوهمو بازکردم و باهم قهوه خوردیم شعر مینوشت شعرهامونو برای هم خوندیم تلفنمو گرفت میخواست باهم دوست شیم زنگ زد جواب ندادم؛
من دلم نمیخواست به آدما نزدیک شم.
پارسال وقتی بهش حمله دست داد و سرم فریاد میکشید کنارش نشستم آرومش کردم بعد فلاسک قهوهمو بازکردم و باهم قهوه خوردیم شعر مینوشت شعرهامونو برای هم خوندیم تلفنمو گرفت میخواست باهم دوست شیم زنگ زد جواب ندادم؛
من دلم نمیخواست به آدما نزدیک شم.