لابد ابر دریای اندوه
banner
todmuede.bsky.social
لابد ابر دریای اندوه
@todmuede.bsky.social
سوگوار–
به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد.
اگر این ایام و احوال نبود بعید است هرگز می‌نشستم به تماشای فیلم پناهی. اثرهنری نیست، گل‌درشته ولی خب احوال و ایام هم خیلی گل‌درشته. اینه که خیلی به اقتضای زمانه است و به گمونم ماجرای کل آثار پناهی هم همینه، هنر نیست، شعر و شعار زمانه است.
February 7, 2026 at 11:44 AM
کاش یکی را بیابم آنلاین به‌م شکسته نستعلیق درس بده. برای این ایام فترت.
February 6, 2026 at 4:52 PM
کاش مثل ایام بچگیم پیش از کارت دعوت، یکی در می‌زد و می‌گفت فرداشب دعوتید به کشیدن یک قلیان تلخ* برای آن همه جان پاک.

*قلیان تلخ نشانه سوگواری بود و شیرین دعوت به جشن.
باری از بابا پرسیدم آیا واقعاً هم قلیان سرو می شود گفت نه. گویا این کنایه هم از اعصار پیشتر مانده بود.
February 5, 2026 at 9:34 PM
از روز اول از بقای جمهوری اسلامی بعد از این کشتار بیش از باقی سناریوها ترسیده‌ام و محتمل‌ترین سناریو هم هست. هولناک و منزجرکننده و تحقیرآمیز.
February 5, 2026 at 9:10 PM
ترفند با دمپایی خشونت‌پرهیز کتابخانه رفتن موثر واقع شد و این دو روزه نه با سرعت گذشته اما به اقتضای احوال مقادیر معتنابهی هسته‌ی اتم برای آیندگان شکافتم😒
February 5, 2026 at 6:07 PM
سی تیر ۵۷ نیمه‌شعبان بود. خمینی جشن نیمه‌شعبان را تحریم کرد و اعلامیه داد که رژیم منحط برای مسلمین ایران عیدی نگذاشته است.

اینا را بلدم چون یکی از اتهامات فک و فامیل ما بعد از انقلاب برگزاری جشن نیمه‌‌شعبان در آن ده‌کوره بود :)
February 5, 2026 at 9:35 AM
«حال جهان بین که سرانش که‌اند
نامزد و نامورانش که‌اند»

لابد همه کس را عصر خود به زوال نماید و حکام خود را به ابتذال، ولی واقعاً دورانی و حکامی از این تباهتر هم داشته‌ جهان؟!
February 3, 2026 at 10:14 PM
فردا می‌خوام با دمپایی خشونت‌پرهیزم برم کتابخونه چون برای تمرکز گمونم لازمه خودم را هم هر ازگاهی باهاش بنوازم😬
February 3, 2026 at 8:29 PM
سال ۲۰۲۲ حاتم قادری در این گفتگو این ویرانی را پیش‌بینی و بر تشکیل جبهه فراگیر تاکید کرد.‌ یادم است با عده‌ای جزیره ثباتی بحث کردم که این روشن‌بینی را چشمک به سلطنت‌طلبی تعبیر می‌کردند. بزدلهای خو کرده به خشونت خانگی، یک عمر ما را از تجزیه، سوریه و حتی سطلی‌گری ترساندند

x.com/i/status/157...
x.com
February 3, 2026 at 8:09 PM
ابر و باد و‌ مه و خورشید و فلک و باقی خدایان هر گربه‌رقصونیی بلد بودند کردند که سد راه شوند اما انسان و اراده و عاملیتش چربید و آمدم کتابخانه برایتان 😶
February 3, 2026 at 9:05 AM
ای همه‌ی خدایان مرا به کتابخانه رفتن فردا یاری کنید🤲🏻😢
دارم در خانه می‌پوسم🥺
February 2, 2026 at 10:36 PM
زشته، ولی از این که آدمها توهّم عاملیت دارند، حرص می‌خورم! ما سگهای بی‌نوایی هستم که تنها روز خوش این سالهامون را مدیون خرسیم! در این حد نقش داریم در تقدیر و سرنوشتمون ببخشیدا!
February 2, 2026 at 7:38 PM
آخر هفته‌ها در کارناوال شرکت می‌کنند و اسمش را می‌گذارند حفظ سنگر. واقعاً خوشا به این وقاحت و در بهترین حالت بلاهت!
February 2, 2026 at 6:06 PM
وسط پرخاشگری به دخترهای استوار با پرچم زن زندگی آزادی به موهای پشت‌لب یکیشون هم گیر داد مردک هتاک!
در مقام آدمی که همه‌ی عمر ملت از موهای سیبیلش آویزون بودند احساس می‌کنم بی‌خود و بی‌جهت این ابزار مبارزه را کنار گذاشتم. حالا که قرار به بازگشت و ارتجاعه، من هم پیش به سوی سیبیل سابق، ابزار مبارزه با سلطه
February 2, 2026 at 11:12 AM
ناامیدی بزرگترین گناهه و ما معصومانه و بی‌گناه غرق گناه.
February 2, 2026 at 10:46 AM
با همه همدلی دارم چون به نظرم هیچکس در این سیاهی درست نمی‌بیند. حتی فیل در تاریکی هم نیست اصلاً جز تاریکی چیزی نیست که دست بساییم به‌ش.
February 1, 2026 at 4:52 PM
اععععععععصصصصصصصاب ندارم.
February 1, 2026 at 11:38 AM
از پس بیماری چندین ساله جهان را ترک گفت و من در سوگش از حضور افرادی که در زندگی بر او ستم کرده بودند چنان برآشفته و خشمگین بودم که خواهرمومنم وسط اشک و آه چنااان نیشگونی از بازوم گرفت تا مدارا کنم که بارها ازم پرسیده آیا باید دیه بدهد به‌م یا ازش درگذشتم!
آه از خشم فروخورده‌ی سوگوران جان‌باختگان به ستم
February 1, 2026 at 10:25 AM
همچنان مایلم با دمپایی خشونت‌پرهیزم فرناز قاضی‌زاده را بزنم!
January 31, 2026 at 11:20 PM
کتاب بالینی سال‌های سیاهم را بازیافتم. این صفحات پیشگفتار، امروز حتی بیش از وقتی زیر اون سطور خط کشیده بودم وصف حال است.
January 31, 2026 at 9:27 PM
گنجشکک اشی‌مشی
Page from the “Death of Cock Robin”, also known as “The Death and Burial of Cock Robin”, a somewhat macabre English nursery rhyme describing the murder and the funeral of a robin. More here: http://buff.ly/2lPWScJ
January 31, 2026 at 9:02 PM
«شکل‌گیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است»
یعنی چی؟ این سگ‌پدرا چرا اینجوری حرف می‌زنند؟!
January 31, 2026 at 8:43 PM
حالا من که کلاً همیشه ابرهای بسیاری در درونم در تردد بودند ولی این روزها یک احوال دوگانه‌ی جالبی دارم: ابر در حال تقلا برای همچنان امیدواری و همزمان پاچه‌گیرم را می‌برم توئیتر، ابرِ نومیدی را پذیرفته و بر خود و دیگران دلسوزم را می‌آرم آسمان اینجا :)
January 31, 2026 at 1:07 PM
همکار افغانستانیم مقاله تخصصی فرستاده برام، نوشتم سوگ و درد و اندوه حالی برای خوندن نذاشته. جواب داد ساعاتی در روز را می‌شه اپوخه کرد😏

تنها ساعاتی که در این ایام احوال و اوضاع را در ذهنم معلق کردم، روزی بود که جلسه داشتیم و جوری پاچه گرفتم و مته به خشخاش گذاشتم که به گمونم همین آدم هم ازم رنجید :)
January 31, 2026 at 12:26 PM