📌 شعر،فلسفه،داستان کوتاه
💡تئوریسین افکار کاغذی
جان و دل در بینشانی با فنا همخانه شد
عشق آمد گفت: خونِ تو بخواهم ریختن
دل که این بشنود حالی از پیِ شکرانه شد
“عطار”
جان و دل در بینشانی با فنا همخانه شد
عشق آمد گفت: خونِ تو بخواهم ریختن
دل که این بشنود حالی از پیِ شکرانه شد
“عطار”