دانشجو:آره همه به جز فلانی availabilityشون رو دادن.
من:خوب چه تاریخهایی وقت دارن؟
دانشجو: برای هفته ۲ و ۳ نوامبر دادن!
من: 🤯 الان هفته ۴ نوامبره!
دانشجو: آره! پس باید دوباره از همه بپرسم
دانشجو:آره همه به جز فلانی availabilityشون رو دادن.
من:خوب چه تاریخهایی وقت دارن؟
دانشجو: برای هفته ۲ و ۳ نوامبر دادن!
من: 🤯 الان هفته ۴ نوامبره!
دانشجو: آره! پس باید دوباره از همه بپرسم
دانشجو:آره همه به جز فلانی availabilityشون رو دادن.
من:خوب چه تاریخهایی وقت دارن؟
دانشجو: برای هفته ۲ و ۳ نوامبر دادن!
من: 🤯 الان هفته ۴ نوامبره!
دانشجو: آره! پس باید دوباره از همه بپرسم
دانشجو:آره همه به جز فلانی availabilityشون رو دادن.
من:خوب چه تاریخهایی وقت دارن؟
دانشجو: برای هفته ۲ و ۳ نوامبر دادن!
من: 🤯 الان هفته ۴ نوامبره!
دانشجو: آره! پس باید دوباره از همه بپرسم
صبح تولد هم بعد کلی فکر، ایمیل زدم به اون دو تا دانشجو و پروژهای که کار میکردن رو کنسل کردم. اینطوری حداقل از دست اون پسر کمتر حرص میخورم
صبح تولد هم بعد کلی فکر، ایمیل زدم به اون دو تا دانشجو و پروژهای که کار میکردن رو کنسل کردم. اینطوری حداقل از دست اون پسر کمتر حرص میخورم
en.wikipedia.org/wiki/Gone_Gi...
en.wikipedia.org/wiki/Gone_Gi...